
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به این اصل مهم میپردازد که سلوک و پیمودن راه خدا صرفاً با حرف و انتساب به بزرگان ممکن نیست، بلکه با عمل و مجاهده به دست میآید. ایشان با بیان داستانی از پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه، بر اهمیت عمل فردی تأکید میکند و سپس به تشریح دستورات لازم در این راه میپردازد. این دستورات شامل پرهیز از زیادهروی در غذا، دوری از مجالس بیهوده و مسافرتهای غیرضروری، و سکوت به عنوان شرط حفظ دستاوردهای سلوکی است. در ادامه، ایشان با نقل قولی از علامه طباطبایی، به توضیح پنج اصل مراقبه میپردزاند که عبارتند از: صمت، جوع، سهر، عزلت، و دوام ذکر.
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
توضیحات:
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) به این اصل مهم میپردازد که سلوک و پیمودن راه خدا صرفاً با حرف و انتساب به بزرگان ممکن نیست، بلکه با عمل و مجاهده به دست میآید. ایشان با بیان داستانی از پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه، بر اهمیت عمل فردی تأکید میکند و سپس به تشریح دستورات لازم در این راه میپردازد. این دستورات شامل پرهیز از زیادهروی در غذا، دوری از مجالس بیهوده و مسافرتهای غیرضروری، و سکوت به عنوان شرط حفظ دستاوردهای سلوکی است. در ادامه، ایشان با نقل قولی از علامه طباطبایی، به توضیح پنج اصل مراقبه میپردزاند که عبارتند از: صمت، جوع، سهر، عزلت، و دوام ذکر.
مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك
15من که آمدم مشهد مقدّس اوّل که دنبال منزل گشتیم، گفتیم یک جایی باشد که بتوانیم هر روز پیاده حرم مشرّف بشویم و برگردیم؛ چون اصلاً نزدیک قبر حضرت بودن و به خصوص پیاده رفتن این خوب است! و الاّ انسان برای زیارت سوار تاکسی بشود و برود و برگردد، اینکه خوب نیست!
برای زیارت امام انسان پیاده میرود، زیارت امام حسین علیه السّلام پیاده میرود. مکّه پیاده میرفتند، پابرهنه میرفتند! چون آنجا مشاهد مکرّمه است و مشاهد معظّمه است، و قبر امام از کعبه کمتر نیست؛ بلکه حقیقت کعبه است و روح کعبه است! انسان باید این جهات را رعایت کند.
ولی البتّه انسان که پیاده میرود نباید اینطرف را نگاه کند، آنطرف را نگاه کند؛ طلاّب که حرکت میکنند سرشان را پایین بیاندازند؛ نه طوری پایین بیندازند که بگویند: فلان کس متکبّر است، حالا خودش را گرفته و دیگر هم اعتنا نکند؛ نه این هم درست نیست؛ اصلاً تصنّع درست نیست! سالک تصنّعی بهدرد نمیخورد.
چرا نفس عمل سالک باید سلوک باشد؟
سالک باید نفس عملش سلوک باشد و آنقدر در دلش از آن مطالب و گمشدهها او را به خود مشغول کرده باشد که برای تفکّر و تصنّع و اینطرف و آنطرف نگاه کردن و با این و آن مشغول شدن و سخن هرزه گفتن و داد و بیداد کردن و در مجلس صدا بلند کردن و امثال اینها مجال نداشته باشد.
اصلاً مؤمن باید وَقور باشد! وقتی که انسان را میبینند خود عمل انسان معرّف باشد. «فی المَکارِه صَبورٌ»،1 «در ناملایمات باید صابر باشی.» هرچه سالک میتواند باید وقور باشد و صبور باشد!
وقور یعنی آرام باشد، سبکش متین و پسندیده باشد.
صبور یعنی وارداتی که بر او میشود از جا در نرود؛ نه اینکه وقتی برایش یک غذای لذیذی میآورند، او صبر کند تا آن غذا را آماده کنند. در غذای لذیذ خوردن صبر معنا ندارد؛ معنایش این است که اگر غذای لذیذ به او نرسید صبر کند، ناملایم شد صبر کند، حرف زشتی از شخصی شنید صبر کند؛ از پدر و مادر و خواهر و دوستان یک حرف درستی نشنید، یک حرف غیر درستی شنید، او با بزرگی خودش و با سعۀ صدرش بگذرد و تحمّل کند.
- الکافی، ج ٢، ص ٢٣١.
