اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

تبیین اصول مهم سیروسلوک از منظر علامه طهرانی

15673
جلسات
نسخه عربی

مراقبه؛ تزكیه و مواظبت در سیروسلوك

15
  • من که آمدم مشهد مقدّس اوّل که دنبال منزل گشتیم، گفتیم یک جایی باشد که بتوانیم هر روز پیاده حرم مشرّف بشویم و برگردیم؛ چون اصلاً نزدیک قبر حضرت بودن و به خصوص پیاده رفتن این خوب است! و الاّ انسان برای زیارت سوار تاکسی بشود و برود و برگردد، اینکه خوب نیست!

  • برای زیارت امام انسان پیاده می‌رود، زیارت امام حسین علیه السّلام پیاده می‌رود. مکّه پیاده می‌رفتند، پابرهنه می‌رفتند! چون آنجا مشاهد مکرّمه است و مشاهد معظّمه است، و قبر امام از کعبه کمتر نیست؛ بلکه حقیقت کعبه است و روح کعبه است! انسان باید این جهات را رعایت کند.

  • ولی البتّه انسان که پیاده می‌رود نباید این‌طرف را نگاه کند، آن‌طرف را نگاه کند؛ طلاّب که حرکت می‌کنند سرشان را پایین بیاندازند؛ نه طوری پایین بیندازند که بگویند: فلان کس متکبّر است، حالا خودش را گرفته و دیگر هم اعتنا نکند؛ نه این هم درست نیست؛ اصلاً تصنّع درست نیست! سالک تصنّعی به‌درد نمی‌خورد.

  • چرا نفس عمل سالک باید سلوک باشد؟

  • سالک باید نفس عملش سلوک باشد و آن‌قدر در دلش از آن مطالب و گمشده‌ها او را به خود مشغول کرده باشد که برای تفکّر و تصنّع و این‌طرف و آن‌طرف نگاه کردن و با این و آن مشغول شدن و سخن هرزه گفتن و داد و بی‌داد کردن و در مجلس صدا بلند کردن و امثال اینها مجال نداشته ‌باشد.

  • اصلاً مؤمن باید وَقور باشد! وقتی که انسان را می‌بینند خود عمل انسان معرّف باشد. «فی المَکارِه صَبورٌ»،1 «در ناملایمات باید صابر باشی.» هرچه سالک می‌تواند باید وقور باشد و صبور باشد!

  • وقور یعنی آرام باشد، سبکش متین و پسندیده باشد.

  • صبور یعنی وارداتی که بر او می‌شود از جا در نرود؛ نه اینکه وقتی برایش یک غذای لذیذی می‌آورند، او صبر کند تا آن غذا را آماده کنند. در غذای لذیذ خوردن صبر معنا ندارد؛ معنایش این است که اگر غذای لذیذ به او نرسید صبر کند، ناملایم شد صبر کند، حرف زشتی از شخصی شنید صبر کند؛ از پدر و مادر و خواهر و دوستان یک حرف درستی نشنید، یک حرف غیر درستی شنید، او با بزرگی خودش و با سعۀ صدرش بگذرد و تحمّل کند.

    1. الکافی، ج ٢، ص ٢٣١.