اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

14288
سال 1428
نسخه عربی

ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف

12
  • به ایشان می‌گفتند که یک همچنین مسائلی هست و اتفاق افتاده و مرجعیت خودشان را هم در آن مسئله دیدند و این‌که چه خواهد شد و بعد هم به چه نحوه از این دنیا خواهند رفت. مرحوم آقا می‌فرمودند ایشان آمدند و این قضیه را برای استادشان مرحوم قاضی نقل کردند مرحوم قاضی همین‌طور گوش دادند گوش دادند گوش دادند تا صحبت شد که به مرجعیت می‌رسند یکدفعه اخم‌هایشان رفت در هم، از این مسئله خوششان نیامد و فرموده بودند به آقای خوئی نگفته بودند ولی به مرحوم آقا شیخ عباس گفته بودند که خدا بخیر بگذراند، وقتی شنیده بودند گفتند خدا بخیر بگذراند، اتفاقا دیگر هم مسائلی پیدا شد که دیگر آقای خوئی ارتباطی با مرحوم قاضی نداشتند، خلاصه و فیه اشاراتٌ که چقدر انسان باید مواظب باشد نسبت به این مسئله‌ی مرجعیت و مسئله افتاء! چقدر باید حواسش جمع باشد خدای نکرده جوری نباشد که تصور کند دین و دیانت مردم به دست او سپرده شده و او قیم است! دیشب خدمت رفقا در آن قضیه‌ای که عرض کردم مسئله همین بود.

  • این جناب فرعون که دارد می‌گوید انا ربکم الاعلى‌، خب چرا او را می‌گیرند و توبیخ می‌کنند و سرش را زیر آب می‌کنند و عبرت برای آیندگان قرار می‌دهند؟ چرا؟ چون حرف را بیجا زده است، بیجا زده. تو هنوز در عالم شهوت هستی در عالم نفس هستی در عالم کدورت هستی در عالم انانیت هستی چرا این حرف را می‌زنی؟ تو که هنوز از نفس بیرون نیامدی از شهوت بیرون نیامدی از کدورت بیرون نیامدی از خودیت بیرون نیامدی تو الان خودت را بالاتر می‌بینی، هان! همین که خودت را بالاتر می‌بینی پس در نفسی، در شقاوتی! چرا باید این حرف را بزنی؟

  • روایتی است از معصوم علیه السلام، می‌فرمایند چند دسته قاضی هستند که این‌ها در آتش هستند و فقط یک دسته اهل نجات، یکی قاضی که‌ یحکم بالباطل و هو یعلم انه باطل‌، قاضی که حکم به باطل می‌کند و می‌داند که باطل است‌ وهو فى النار، در آتش است قاضی که‌ یحکم بالباطل و لایعلم انه باطل‌، به باطل حکم می‌کند ولی نمی‌داند که باطل است باز این در نار است، از نظر قصور در تهیه‌ی مقدمات علمیه. قاضی که‌ یعلم بالحق و هو لایعلم انه حق‌، حکم به حق می‌کند اما نمی‌داند که حق است مثلا تصورش چیز دیگر است حالا به یک نظر دیگر حکم به حق می‌کند علم واقعی به حکم ندارد از روی بعضی از مقدمات ظنیه و این‌ها می‌آید یک حکم می‌کند اتفاقا هم درست درمی‌آید حق با این طرف درمی‌آید وهو فى النار و قاض یحکم بالحق و هو یعلم انه الحق و هو فى الجنه‌، کسی که حکم به حق می‌کند و می‌داند که حق است علم دارد یقین دارد خب این حسابش دیگر ......1

    1. الكافى، ج ٧، ص ٤٠٧: عن أبى عبدالله عليه السلام قال: القضاة أربعةٌ ثلاثةٌ فى النار و واحدٌ فى الجنة، رجلٌ قضى بجورٍ و هو يعلم فهو فى النار و رجلٌ قضى بجورٍ و هو لا يعلم فهو فى النار و رجل قضى بالحق و هو لا يعلم فهو فى النار و رجلٌ قضى بالحق و هو يعلم فهو فى الجنة.