ظهور حیثیت ربطیه موجودات در مظاهر و مجالی مختلف
13خب حالا ببینید تمام مسئله برگشتش به چیست؟ به علم است. آن قاضی که حکم به حق میکند ولی نمیداند، نمیگویند چون حکم به حق کردی در ناری، حکم به حق که در نار ندارد در آتش نیست چون نمیدانی که حق است در آتشی. باید علم داشته باشی باید بدانی کورکورانه نباید عمل کنی، نمیدانی برو کنار، مجبورت نکرده، خیال نکن دین از بین رفته یا اگر تو بمیری آسمان به زمین میآید نه آقاجان! همان کهکشان، عرض کردم ماه و خورشید قشنگ میگردد کرهی زمین هم یک میل بنده قول میدهم از آن خطش تجاوز نمیکند همان دور هندسی که بر دور خورشید دارد یک سانت اگر دیدید این طرف و آن طرف آمد، اگر یکی مُرد، هان! بیایند رصد کنند ببینند اگر یکی مُرد این زمین این طرف و آن طرف میشود؟ شمالش میرود جنوب جنوبش ....؟ نه! همه مُردند، دیدیم رفتند آمدند همان، تکان نخورد تکان نخورد قشنگ دارد میگردد تخیلات ما است که تکان خورد و همه چیز این طرف و آن طرف شد ولی زمین طوری نیست مسئلهای ندارد و کسی نیاید بگوید که اگر من نمیکردم آسمان به زمین .... نه آقا جان! این زمین ولی دارد این زمین امام دارد منتهی ما امام را نشناختیم، دست کم گرفتیم، خودمان را میگذاریم جای امام خیال میکنیم حالا اگر ما بمیریم کن فیکون میشود! نه! اینطور نیست اینطور نیست، بنده الان فرض بکنید که این مجلس را تعطیل میکنم این مجلس را فرض کنید که نمیآیم، یکی از رفقای دیگر بلند میشود از فردا شب میآید اینجا و بهتر از من صحبت میکند، ببینید تغییر میکند یا نمیکند؟ این از بنده، تا بعد، همه چیز ....! نه اینطور نیست ما آمدیم برای خودمان مسائلی در ذهن خود بزرگ کردیم و بعد بر آن مسائل بنا ساختیم و بعد مردم را داریم به آن دعوت میکنیم، اگر ته قضیه را نگاه میکنیم چه کسی گفته است؟ اصلا کی بوده؟ کی گفته؟ از کجا یک همچنین مطالبی درست شده؟

