اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

14٬231
سال 1428

1 حقیقت ربطیه همۀ موجودات عالم هستی فقط پروردگار متعال را نشان می دهد. 2 تأکید بزرگان و اولیاءالهی بر لزوم معرفت و شناخت افراد خصوصا استاد و پرهیز از سر سپردگی نسبت به هر فردی. 3 دیدگاه نادرست افراد نسبت به جایگاه و موقعیت خویش وتوغّل ایشان در امور اعتباری وتخیّلی. 4 کلامی از مرحوم انصاری رحمةاللَه علیه پیرامون کتاب النجم الثاقب.

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

توضیحات:

1 حقیقت ربطیه همۀ موجودات عالم هستی فقط پروردگار متعال را نشان می دهد. 2 تأکید بزرگان و اولیاءالهی بر لزوم معرفت و شناخت افراد خصوصا استاد و پرهیز از سر سپردگی نسبت به هر فردی. 3 دیدگاه نادرست افراد نسبت به جایگاه و موقعیت خویش وتوغّل ایشان در امور اعتباری وتخیّلی. 4 کلامی از مرحوم انصاری رحمةاللَه علیه پیرامون کتاب النجم الثاقب.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

18
  • خب ادراک این مطلب چیست؟ این ادراکش در نفس است و همان‌طور که شما با باز کردن چشم، عکس و صورت اشیاء خارجی به واسطه‌ی انعکاس و شکست نور در چشم و انعکاسش به شبکیه و رفتنش، این صورت را مشاهده می‌کنید و صورت یعنی خود نور در ارتباط با سلول‌های فیزیکی مغز، جایگاه خاص خود را در مغز پیدا می‌کنند و به واسطه‌ی آن واسطه بودن و ارتباطی که مغز با نفس دارد آن گاه در نفس صورت علمیه به نحو مجرد نه نور، به نحو مجرد یعنی همان مجرد این نور در نفس به عنوان صورت علمیه حاصل می‌شود، نور در نفس نمی‌آید نور مربوط به چشم است نور مربوط به عصب است وقتی که نور می‌خورد به افراد مختلف، به واسطه‌ی الوان مختلف از هر موضعی یک رفلکسی می‌کند به چشم به واسطه‌ی آن میزانی که آن موضع از نور گرفته و آن میزانی که از او ساطع شده، به همان میزان شما افراد را تشخیص می‌دهید اشکال را تشخیص می‌دهید موی سر را سیاه تشخیص می‌دهید موی سر را سفید تشخیص می‌دهید ابرو را در این‌جا می‌بینید. اگر نور نخورد به ابروی شما و ابرو میزانی از نور را در خودش جذب نکند و مانند پیشانی باشد، شما دیگر بین پیشنانی و بین ابرو فرق نمی‌توانید بگذارید، دیگر شما در ذراتی که این نور در آن ذرات تابش می‌کند و بعد آن میزانی که جذب می‌کند و آن میزانی که خروجی دارد، چشم به آن میزان خروجی نگاه می‌کند آن میزان خروجی داخل در عصب می‌شود در آن شبکیه می‌شود با آن عصب ماکولا می‌رود در مغز وقتی که رفت در مغز این صورت نوریه می‌ماند این‌که شما در کتب پزشکی و این‌ها می‌خوانید که در فلان نقطه، تحریک شده شخص شروع کرده به صحبت‌های نه این‌که آن صورت علمیه در این‌جا است، آن واسطه‌های مادی در مغز قرار دارد، بله این قابل قبول است ولی خود ادراک و فهم و آن وجدانی که‌ برای انسان از این صور علمیه پیدا می‌شود مگر می‌شود مادی باشد؟ اگر ماده باشد چطور وقتی که انسان تغییر پیدا می‌کند هنوز آن‌ها را با خود دارد؟ هنوز آن صورت‌ها را با خود دارد؟ هنوز آن قضایا را با خود دارد؟ و به عنوان یک علم حصولی و بعد به عنوان یک علم حضوری با خودش پیوسته هست که این مسئله باز .... حالا دیگر راجع به آن صحبت نمی‌کنیم یا اگر صحبت پیش آمد در شب‌های بعد راجع به این قضیه ......

/ 613