اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات
14اتاقی بود که دوتا [در] داشت از این درهایی که تو در تو بودند، این خادم میگوید من از پشت شیشه داشتم نگاه میکردم این قضیه را، میگفت ایشان این طفل را گذاشت جلو و یک چیزی خواند من نفهمیدم چی خوانده، دست گذاشت روی پیشانی بچه، گفت بگو آن چه را که واقعیت امر است و قضیهای که اینها شهادت به کذب دادند، میگفت دیدیم این بچه به صدا درآمد و به نطق درآمد گفت بله این سند مربوط به پدر من بوده و اینها سند را جعل کردند و همهی اینها شهادت به کذب دادند و آن سندی که سند اصلی است پیش اینها است و اینها او را مخفی کردند و این سند در منزل فلان شخص در فلان صندوق است درِ صندوق را باز کنید یک محفظهای در آنجا هست آن سند اصلی در آنجا است و بقیهی این [سندها جعلی است] ایشان گفتند بسیار خب و به آن زن گفتند بیا و بچهات را ببر بعد به آن زن گفتند شما فردا ظهر برگرد اینجا من با شما کار دارم، فردا صبح که میشود ایشان آن چند نفر را صدا میکند و حرکت میکنند به سمت فلان منزل، میگویند میرویم فلان منزل، میروند آنجا و درِ منزل را باز میکنند و دیگر کم کم یکدفعه آنها .....! چیست قضیه؟ مسئله فلان است! میگویند من با فلان صندوق در خانه کار دارم، رنگ همهی آنها میپرد، میروند در صندوق را باز میکنند، صندوقچه را باز میکنند، صندوقی بوده آن سند اصلی را میبینند که در آنجا است، سند را ایشان میگیرد و حکم میکند و آن سند قبلی را میگیرد و پاره میکند و به آنها میگوید بروید گم بشوید و خلاصه دیگر اصلا به طور کلی [با] آنها قطع رابطه ارتباط میکند ظهر که این زن میآید به منزل ایشان، آن سند اصلی را به ایشان تحویل میدهد، سندی که اموال و ملک و یا آن زمین یا باغی که بوده در آنجا نوشته شده بود.

