اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

14681
سال 1428
نسخه عربی

اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات

12
  • ایشان می‌گویند برویم این منزل را ببینیم البته منزلش منزل سوخته‌ای بوده، چون ایشان در زمان مشروطه بود و یک داستان هم راجع به آن مسئله مشروطه است، جزو مخالفین مشروطه و مشروطه خواهان بود. آن‌ها آمدند و تهدید و این‌ها کردند فایده نکرد تا این‌که سه نفر می‌آیند از همین مشروطه خواهان در منزل ایشان و در جیب این‌ها از این وسایلی بوده که برای تخریب آن منزل و این‌ها گذاشته بودند در جیبشان و این‌ها. می‌آیند و با ایشان صحبت می‌کنند و خب ایشان نمی‌پذیرد و می‌گوید ما راه خودمان را می‌رویم و کار خودمان [را می‌کنیم‌] و کاری به این حرف‌ها نداریم، نه به او کار داریم [و نه به این کار داریم،] ما نه دنبال مشروطه هستیم و نه دنبال این استبدادی‌ها و سلطنت خواه‌ها [، طرف‌دار] هیچ کدام از این‌ها نیستیم داریم کار خودمان را انجام می‌دهیم. قصد آن‌ها بر این بوده که ایشان را در همان جا اگر پذیرفت فبها، اگر نپذیرفت همان جا ایشان را از بین ببرند، از بین ببرند و بیایند بیرون. وقتی دیدند ایشان نمی‌پذیرد بلند شدند آمدند بدون این‌که اقدام کنند و فراموش کرده بودند که در جیبشان از این وسایل مخربه و هدم کننده و این‌ها گذاشته بودند، وقتی می‌آیند بیرون، یکدفعه ایشان رو می‌کند به همان که در جیبش چندتا از این [وسایل گذاشته بود،] گفت چندتا نارنجی شما برای ما آوردی فراموش کردی به ما بدهی! این دست کرد دید دو یا سه‌تا پرتقال نارنج در جیبش است گفت بفرمایید قربان، این هم گرفت و [گفت‌] خیلی ممنون و خیلی متشکر! نارنج‌ها را گرفت و گذاشت روی طاقچه و گفت حالا بفرمایید بروید! این هم یک قضیه. ولی ایشان را گرفتند و تبعید کردند دیگر برای نجف و مدتی در نجف بود و بعد هم ایشان را مسموم کردند و با مسمومیت و سم ایشان از دنیا رفت و منزلش را هم آتش زدند.