اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات
17الان فرض کنید که من باب مثال یک نفر از افرادی که در همین جا نشستند، از دوستان، با اینکه از دوستان هستند، از افرادی هستند که ما [با آنها] ارتباط داریم، از دوستان هستند، با آنها سلام و علیک داریم، به صلاح، تقوا و امثال ذلک ما آنها را میشناسیم، یکی بیاید بگوید آقا! فلان شخص با امام زمان ارتباط دارد، من همینطوری باید بپذیرم؟ چون این از دوستان من است و چون شخص صالحی است، از دوستان است از رفقا است، فلان، میگویم آقا به چه دلیل این حرف را میزنی؟ کی گفته؟ کجا شنیدی؟ خودت دیدی؟ کسی برای تو نقل کرده؟ خود او گفته؟ از کجا راست گفته؟ از کجا اشتباه نکرده؟ از کجا؟
مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه میفرمودند در این کتاب نجم الثاقبی که حاج میرزا حسین نوری نوشته راجع به افرادی که خدمت امام زمان رسیدند، نود درصد این مطالب در مکاشفه بوده صورت خارجی نداشته! حالا نمیگوییم که مکاشفهی دورغ! نه! ممکن است مکاشفهی او راست باشد، اشکال ندارد. مگر امام زمان حتما باید در صورت ظاهر بیاید؟ ممکن است در ظاهر بیاید در مکاشفه بیاید در خواب بیاید اگر قرار بر دیدن است. آن مسائل ولایت و القاء مطالب که نیاز به این حرفها ندارد، آن یک مطلب دیگر است. همین صورت دیدن، خیلیها هستند امام زمان را دیدند، در خواب دیدند، خیلیها در مکاشفه دیدند، منتهی ایشان فردی است که تشخیص نمیدهد یعنی وقتی که برای یک فرد مکاشفه پیدا میشود آن چنان این مکاشفه واقعیت دارد که انسان بین حقیقت نفسیه و حقیقت خارجیه نمیتواند فرق بگذارد خیال میکند انجام شده، چطور شما الان میبینید رفقایتان در کنارتان نشستند؟ برای انسان یک همچنین قضیه و صورتی پیدا میشود بدون اینکه اصلا صورت خارجی دارد، آن وقت چطور میتواند تشخیص بدهد؟
رفقا و طلاب و اهل علم میدانند که حقایق علمیه همه ارتباط با نفس مجرد دارد نفس علم مجرد است و مربوط به مثال است و اصلا صورت مادی ندارد و مغز فقط یک رابطه و واسطه است، تمام شد. حقیقت ....، اینکه الان شما دارید این مطلب را میفهمید این یک حقیقت مجرده است گوش شما واسطه است ولی این صحبت در گوش نیست، مغز یک واسطه است این صحبت من در مغز نیست. این حکم یک واسطه را بین نفس و بین افعال خارجیه که جنبه مادی دارند اعم از امواج که تمام اینها جهات مادی دارند منتهی خب مادهی آنها مادهی رقیق و لطیف است و اعم از اشیاء خارجی، صوت و نور و اطعمه و اشربه و غذا و اینگونه مسائل که آن ادراک و حظ نفسانی و صورت علمیهای که چه نفس علم و چه انبساطی که مترتب بر این صورت علمیه است و آن صورت علمیه در جهات مختلف در بویایی در چشایی در سایر لذات دیگر، تمام آنها جنبهی مجرد دارند و جنبهی مادی ندارند و جنبهی مجرد آنها مراتب دارد مراتب برزخی دارد و بالاتر و الی ماشاءاللَه.

