اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات
3لذا بعضیها وقتی که یک کاری میخواهد انجام بشود زودتر پیشدستی میکنند، فرض کنید که یک شخصی میخواهد برود یک نفر را به قتل برساند همین که دست میکند آن هفت تیر را بردارد، فورا آن شخص پیشدستی میکند و قبل از اینکه او بخواهد تیراندازی کند او تیراندازی میکند، این برای چیست؟ خب نیتش را که نگفته که من میخواهم این کار را انجام بدهم زبانش هم که بسته است پس از کجا فهمیدید؟ از اینکه الان در این موقعیت با این شرایط این حرکت نشان دهندهی مراد اوست نشان دهندهی نیت اوست، نشان میدهد، این حرکات همه بیان کنندهی اوصاف و اسماء و خصوصیات آن ذاتی هستند که این حرکت متدلی و متکی به او است. آنچه را که ما انجام میدهیم در این دنیا، همهی اینها مبین هستند همهی اینها مشیرند اشاره میکنند نیات ما به واسطهی صحبتی که میکنیم به واسطهی نگاههایی که میکنیم به واسطهی حرکاتی که انجام میدهیم، آن نیاتی که کسی مطلع نیست تا حدودی برای افراد روشن و مشخص میشود.
پس این حرکتی که الان دارد انجام میگیرد این حرکت در ارتباط با ذات شخص توجیه پیدا میکند شناخته میشود مشخص کننده آن مسائل باطن و مسائلی است که برای همهی افراد، آن مسائل مشخص نیست. کارهایی را که انسان انجام میدهد این معنا را میرساند از صحبتی که شخص میکند شما میتوانید به میزان صدق و کذب او پی ببرید از کیفیت ترکیب عبارات شما میتوانید پی ببرید که این شخص تا چه حد در کلامش صادق است؟ کسی که میخواهد بیاید سر کسی کلاه بگذارد از صحبتهایش معلوم میشود البته اگر آن شخص مخاطب زرنگ و رند باشد و الا همچنین کلاه تا نافش هم میرود و پایینتر که اطلاع پیدا نمیکند سالهای سال میگذرد دهها سال میگذرد سالها میگذرد یکدفعه انسان میفهمد عجب کلاهی آمد سرش، اینکه این حرفهای قشنگ را میزد در پس این حرفها چه نیاتی داشت و او خبر نداشته، حرف زیبا بوده حرف قشنگ بوده دیگر اینجا مطالب خیلی هست اینکه میگویند خلاصه به هر کسی نباید انسان رو بیاورد باید انسان متوجه باشد که کلامش را از چه شخصی بگیرد، چه بسا در پس هر عبارتی شیطانی نهفته برای اغوای انسان و انسان اطلاع ندارد و به دام او میافتد، اینها همه برای این است که بالاخره خود شیطان هم برای جذب قلوب راههایی دارد سیرههایی را انتخاب میکند اسوههایی را برمیگزیند روشهایی را به کار میگیرد.

