اهمیت شناخت صحیح امور به دور از اوهام و تخیلات
8تمام ما آقا همه مشغول بازی هستیم، آنهایی که دارند این فیلمها [را] تماشا میکنند هیچ خبر دارند هیچ خبری نیست؟ یکی درآمده در کلهی او یک چیزی [آمده،] اوهام و تخیلات و اینها را ترکیب کرده مونتاژ کرده سر هم، برداشته روی کاغذ آورده و آن یکی هم دارد اجرا میکند یک چند نفری آمدند اجرا کردند و یک پولی بگیرند و یک نانی برای زن و بچهی خود ببرند هیچی ته این قضیه نیست. بعد آن وقت این شروع میکند صحبت کردن با آن، این بود این بود آن بود اینطور، ای کاش الان این کار را انجام بدهد، فلان، رنگش قرمز میشود اینها که نشستند رنگشان قرمز میشود شروع میکنند صحبت کردن داد بیداد فلان تجزیه تحلیل، بنده یکی از علما را که الان فوت کرده است سراغ دارم علمای مهم یکی از چیزها که این تا ساعت یک بعد از نیمه شب مینشست فیلم تماشا میکرد و بعد برای دیگران هم توضیح میداد که آن مقصود این بود! نه اشتباه میکنید نمیفهمید نگاه کن ببین آن چه گفت نگاه کن ببین چکار کرد و این حرفها هی هی هی این حالا هشتاد سال سن گذشته، هیچ و اینها همانهایی که بودند که به مرحوم پدر ما ایراد میگرفتند، اینها یک عده صوفیه هستند! صوفیه! بله کنار نشستند و از جامعه خبر ندارند و ....! جنابعالی خیلی خبر دارید؟ مفسر فیلمهای چه میدانم رقاصههای خارجی و نمیدانم چیزها ....! جنابعالی خبر از جامعه دارید؟ خب الحمدلله که شما صوفی نیستید و مسیر شما مسیر اهل بیت است، لابد موسی بن جعفر هم اگر مثل شما بود از مسجد که برمیگشت تا ساعت یک مینشست اینها را یکی یکی توضیح میداد که بچهها بنشینید برای شما بگویم که آن رقاصه با آن سر و کلهی لخت الان دارد چکار میکند و آن مرد دارد چکار میکند این کار را میکند! موسی بن جعفر و امام رضا هم اگر بودند مثل شما مینشستند این کار را میکردند! اینها متابعان آل محمد هستند، یعنی دنبال .... آن وقت امثال پدر ما صوفی و منعزل از دنیا و به کار جامعه هم کاری ندارند و نمیدانم به این مسائل اصلا چیز نیستند و هی مشغول نوشتن مطالبی که خیلی برای جامعه مفید نیست! اینها را بنده میشنیدم آن موقعها! بنده آن موقع میشنیدم نامههایی که میآمد برای ایشان بنده آن نامهها را میخواندم مطالعه میکردم و از مسائل اطلاع پیدا میکردم.

