اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک

14٬382
سال 1428

1 توضیحی پیرامون دیدگاه اهل معرفت وتوحید نسبت به کیفیت ربط و ارتباط انسان با پروردگار متعال. 2 مقصود ومنظور از طهارتی که خداوند متعال در وجود ائمه اطهار علیهم السلام قرار داده است چه نوع طهارتی می باشد. 3 بیان کیفیت جمع میان مقام عصمت امام سجاد علیه السلام و بیان عبارتی که درظاهر مخالف عصمت آن حضرت می باشد. 4 درمکتب عرفان اولیاءالهی و بزرگان تنها براساس مجرای مشیت و اراده پروردگار متعال و روال ظاهری امور عمل می کنند. 5 تفسیرآیه شریفه: الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ ...

فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک

توضیحات:

1 توضیحی پیرامون دیدگاه اهل معرفت وتوحید نسبت به کیفیت ربط و ارتباط انسان با پروردگار متعال. 2 مقصود ومنظور از طهارتی که خداوند متعال در وجود ائمه اطهار علیهم السلام قرار داده است چه نوع طهارتی می باشد. 3 بیان کیفیت جمع میان مقام عصمت امام سجاد علیه السلام و بیان عبارتی که درظاهر مخالف عصمت آن حضرت می باشد. 4 درمکتب عرفان اولیاءالهی و بزرگان تنها براساس مجرای مشیت و اراده پروردگار متعال و روال ظاهری امور عمل می کنند. 5 تفسیرآیه شریفه: الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ ...

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فراموش کردن موقعیت خود یکی از علل سقوط سالک

12
  • اصلا سیاست یعنی همین البته سیاستی که از دین جاست نه سیاستی که عین دین است یعنی دین عین سیاست است. سیاستی که از دین جداست و اساس را بر مبنای خودمحوری قرار می‌دهد هیچ وقت به فکر نجات کسی نیست، هیچ وقت به فکر نفع برای کسی [نیست.] فقط فرصت طلبی و به دست آوردن فرصت است، این اهل دنیا سیاستشان این است.

  • گفت این در آن‌جا صبر کرده، ایستاده، وقتی این‌ها من را به قتل رساندند آن وقت پیراهن من را برمی‌دارد می‌آید به [جنگ با علی.] این‌ها را همه را گفته بود. نه آن‌جا حرف امیرالمومنین را پذیرفتند نه این‌جا، هیچ کدام را نپذیرفتند ولی امیرالمومنین کار خودش را می‌کند، می‌گوید من می‌گویم نکنید، می‌کنید بفرمایید بروید، بروید بزنید بکشید تکه تکه کنید، حالا که کردند خیلی خب، علی تو باید بیایی خلیفه بشوی، بلند شوید بروید پی کارتان، چی چی بیا خلیفه شو؟ شما به کدام حرف ما گوش دادید که حالا می‌خواهید بنده [حرف شما را گوش‌] بکنم، من که نوکر شما نیستم، بنده از یک نفر دیگر دستور می‌گیرم، به حرف شما هم گوش نمی‌دهم یا علی می‌خواهی [بیا] یا نیا، به زور ما تو را خلیفه می‌کنیم! خب حضرت دید دیگر چکار بکند! آمدند در خانه نشستند، لامروت‌ها از خانه بیرون هم نمی‌روند، بابا بلند شوید بروید سراغ زن و بچه‌ی خودتان، ول کنید ما را، خلیفه نمی‌خواهیم [بشویم!] شما یکی را خلیفه کنید، شما که سقیفه درست کردید، مکانش [را] هم بلد هستید، همین جا در مدینه، جایش را هم بلدید، بلند شوید بروید یک خلیفه‌ی دیگر درست کنید، این همه خلیفه ریخته، چه می‌شود؟ بروید آن‌جا. خب چه می‌گویند؟ می‌گویند نه! دیگر بس است، دیگر سه امتحان کردیم سه جور ما افراد را دیدیم، دیگر نمی‌توانیم غیر از تو کس دیگری را بپذیریم، آمدند امیرالمومنین را به خلافت برگزیدند ولی آیا تسلیم شدند؟ تسلیم شدند یا نه؟

/ 260