
اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 اصل وجود آثار نشأت گرفته از هويت ذات باري تعالي و اراده او ميباشد. 2 توضيحي راجع به عالم ماده و كيفيت ارتباط آن با مجرّد. 3 توضيحي در ارتباط با كيفيت ارتباط و اتّصال نفوس و انتقال معاني به يكديگر بدون تكلّم و صحبت كردن. 4 توضيحي در ارتباط با برخي از اشعار قيس بن مجنون عامري. 5 حريّت و آزادگي سيدالشهداء عليه السلام تا ابد الگو و نمونه براي انسانهاي آزاد و حرّ ميباشد. 6 فرمايش مرحوم علامه طهراني در ارتباط با شدّت اهتمام و جدّيت ايشان نسبت به كتابت دورۀ علوم و معارف اسلام. 7 عدم قدرشناسي و استفاده كامل افراد از اولياء الهي در مسير رشد و تكامل خود و حسرت ايشان از فقدان وجود آنها. 8 جامعيّت مرحوم علامه طهراني در علوم منقول و معقول و اعلميت ايشان نسبت به ساير فقها.
اهمیت استقامت مومن در مسیر حق
4اینها اطلاع ندارند که چه رموز و چه اسراری میان مُحِب و محبوب وجود دارد! اسرار و حقایقیکه میان محبوب و محب است، اختصاص به این دو دارد. آن کسی که در کنار نشسته، آگاهی از این مسأله ندارد، هیچ نمیفهمد.
دو نفر از دوستان که خدا رحمت کند در مجلسی بودند که بنده هم شرکت داشتم، مجلس جشنی بود و فاصله آنها حدود چهار یا پنج متر بود، دو ساعتی که در این مجلس بودند مشخص بود که حسابی از همدیگر احوالپرسی میکنند! نه این با کسی حرف میزد و نه آن. بعد که خصوصیات را برای ما شرح دادند، معلوم شد که چه مطالبی در این زمینه رد و بدل شده است به طوری که کسی اطلاع ندارد حالا این دو نفر، دو آدم عادی بودند. دو نفری که دارای حالات خوباند ولکن آن حقایق ربطیهای که در مراتب سرّ، میان اولیای خدا با ذلت هست آنها اصلًا چه خبر است؟ که ما اصلًا اطلاع نداریم و نمیتوان آنها را به زبان و قلم آورد؛ لغتی که برای بازگو کردن آن ربط وجود دارد هنوز در قاموس لغات دنیا وضع نشده است؛ زیرا مراتب مفاهیم و معانی در قاموسهای لغوی، در فرهنگ لغات در دنیا، بر اساس مفاهیم متعارف عرفی است که این مفاهیم متعارف عرفی در حدّ مسائل و قضایای مادّی و آنچه که جنبه صورت به خود میگیرد و تا حدودی از مادّه بعید است، تجاوز نمیکند، امّا همینکه حقایق از عالم صورت بیرون بروند و فقط خودِ تعلّق و ربط در میان باشد، دیگر چه ماهیتی میتوان تصوّر کرد تا برای آن ماهیت انسان لفظ جعل کند؟ آن ارتباطی که بین عاشق و معشوق هست، آیا لفظی برای آن ارتباط هست؟ کسی هست بگوید؟ بگوییم تعلّق؟ تعلّق کجا؟ بگوییم ارتباط؟ ارتباط یک لفظ کلّی است و هیچ ظرافتی را نمیشود برای آن در نظر گرفت.
