حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت
11شما سوار قطار شدید و از ایستگاهی به ایستگاه دیگر رفتید، ایستگاه قبل که منفجر نشد، درجای خودش است، شما از آن ایستگاه رد شدید. شما به سمت مشهد که حرکت میکنید، از ایستگاه طهران میآیید ایستگاه حضرت عبدالعظیم حسنی سلام اللَه علیه، بعد میروید به ورامین و سمنان و گرمسار تا آخر، از این ایستگاه که رد میشوید، دیگر آن ایستگاه قبل را نمیبینید، نه این که نیست، قطار بعدی که میآید میبیند، آن هم مثل شما وقتی رد بشود آن هم نمیبیند. اگر بروید مشهد و همه این ایستگاهها را رد کردید و یک به یک به ذهنتان هم سپردید؛ اوّل آمدیم حضرت عبدالعظیم، بعد ورامین و بعد گرمسار و سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار و نیشابور و بعد هم به زیارت و پابوسی علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) خدا قسمت کند. اینها را همه یک به یک به ذهن سپردید و رسیدید به مشهد، الآن که در مشهد هستید، آیا میتوانید نیشابور را ببینید؟ نه، شما مشهد هستید، ارتباطی به نیشابور ندارد، یک مدّت که مشهد میمانید، میگویید برگردیم سر شهرمان و درسمان و زندگیمان، چقدر دیگر نزد امام رضا بمانیم، زیارت کردیم. ده روز بودیم، پانزده روز بودیم، قصد کردیم دیگر در گذشته گاهی چهل روز زیارت رفقا طول میکشید. خودِ ما با مرحوم آقا زیارت میرفتیم، یک ماه یا چهل روز میماندیم، دیگر کمتر نمیشد، فقط یک مرتبه رفتیم و هفده روز شد. حالا سه روز میرویم، صدا از همه جا بلند میشود، آقا کجا رفتید؟ حالا که میروید آنجا میگویید میخواهیم برگردیم، در برگشت به عینه تمام آنچه را که در رفت دیدید همه را مشاهده میکنید، ایستگاهها سر جای خود است، یک میل به جان شریف سرکار فیض آسا! ایستگاه سمنان از جایش تکان نخورده است! اگر ایستگاه را متر بزنید، میبینید پنجاه و شش متر و هفت سانت و چهار میل این طرف و آن طرف ساختمان فاصله است! الآن هم همان است، تکان نخورده. درختها، همان درختها هستند، ساختمان و سنگها، همان است. اگر هنگام رفتن از تمام آن مناظر عکس و یا فیلم میگرفتید، هنگام برگشت اگر به آن فیلمها و عکسها نگاه کنید، میبینید که تفاوتی نکرده است.

