اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

14799
سال 1428
نسخه عربی

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

4
  • مقداری از صفحه که نور بر آن تابیده، دیگر به این طرف و آن طرف نمی‌رود، من اگر دستم را جلوی چراغ ببرم، دستم روشن می‌شود، اگر چند متر جلوتر بیاورم عادی می‌شود، به خاطر این است که نور ضعیف‌تر شده است.

  • باید گفت آینه در واقع از خود نوری ندارد. شما آینه را در مقابل خود قرار دهید، نوری ندارد؛ جسمی صیقلی و شفاف است و هیچ هنر دیگری ندارد؛ هنر آینه انعکاس است و از خود چیزی اضافه نمی‌کند. آینه هرچه صاف‌تر، پاک‌تر و صیقل شده‌تر باشد و جیوه یا نقره‌ای که در آن به کار رفته، تمیزتر و لطیف‌تر باشد، حرارتی که پیدا می‌کند، حرارتی متعادل باشد، وقتی در معرض سرما می‌گذارند، باید در طول زمان سرد شود، پس اگر یک مرتبه سرد شد، آینه موج برمی‌دارد.

  • این‌ها حساب و کتاب دارد. هرچه صاف‌تر باشد هنرش که انعکاس شی‌ء دیگر است آن هنر را بیشتر ارائه می‌دهد.

  • آینه‌ای که زنگ داشته باشد. در آن موج ایجاد شده باشد؛ اینها کلک‌هایی است که به خود می‌گیرد و می‌گوید من هم برای خودم کسی هستم! من می‌خواهم موج داشته باشم، آشوب داشته باشم، می‌خواهم در من زنگار باشد، می‌خواهم تار و ناموزون باشم. بسیاری از آینه‌ها این‌گونه‌اند؛ می‌گویند: نوری که در من می‌تابد، انعکاس نداشته باشد و من می‌خواهم خودم را نشان بدهم، نور چه کاره است که در من بتابد و من آن را به دیگران انعکاس دهم؟! پس من در اینجا چه کاره هستم؟! خورشید اگر خیلی عُرضه دارد خودش، خودش را نشان دهد. به من چه ارتباطی دارد؟!

  • اگر خورشید هزار بار به چوب بتابد، نوری ازآن منعکس نمی‌شود. اگر خورشید با حرارتش در کنار آهن قرار گیرد و بتابد، ممکن است آن را ذوب کند ولی از آن سویش نور نمی‌تابد. مگر این که آهن را چنان ذوب کند که دیگر آهنی در میان نباشد، آن وقت است که می‌تواند نور دهد.