اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

14799
سال 1428
نسخه عربی

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

7
  • امام (علیه السلام) می‌فرماید: کسی‌که گناهی را انجام می‌دهد. در آن لحظه ایمان ندارد. اگر همان هنگام از او بپرسند: این حرفی که می زنی و این غیبتی که می‌کنی، حرام است یا نه؟ اگر یک دفعه به خود بیاید، می‌گوید بله حرام است! می‌گویند: چرا مرتکب این عمل می‌شوی؟ اگر در نفس خودش دو نفر باشند و با هم صحبت کنند، یکی بگوید و دیگری پاسخ دهد؛ یکی بپرسد چه می‌گویی؟ دیگری پاسخ می‌دهد: اشکالی ندارد، او در حقّ ما چنین کرد و من اگر این را به مردم نگویم، دلم آرام نمی‌گیرد. می‌گویم تا خیالم راحت شود! اگر بگوید: چه نتیجه و فایده‌ای بر آن مترتّب است؟ به فرض که تو حرف‌هایی را گفتی دلت خنک می‌شود که چهره یک رفیق یا شخصی را نزد رفیق دیگر خراب کردی؟! چه نفعی برای تو دارد؟

  • اینجا دیگر بی‌پاسخ می‌ماند و می‌گوید: من به این حرف‌ها کاری ندارم، ما را خراب کرده، ما هم او را خراب می‌کنیم تا دیگر از این کارها نکند و بفهمد با چه کسی طرف است! اینجا است که می‌بینیم ایمان عملی بر یافته‌ها و باورها، ثابت و پا برجا نیست. همه ما قبول داریم که مرگ یک حقیقت است و برای همه بوده و هست. ما که نمی‌توانیم به پیغمبر برسیم، حتی پیغمبر نمی‌تواند از مرگ بگریزد و نتوانست. حالا اینها که خودشان دنبال مرگ بودند و به استقبال می‌رفتند مرگ اگر مرد است گو نزد من آی .....

  • حضرت خضر که آب حیات را یافت و به سرّ حیات پی‌برد و تا الآن و تا قیام امام زمان هم زنده است و در رکاب آن حضرت خواهد بود و آن حضرت را مساعدت خواهد کرد، آیا توانست از مرگ فرار کند؟ بالأخره نمی‌تواند. مگر چند سال عمر کرده؟ هزار سال؟ هزار سال هم به اضافه کنیم، می‌شود دو هزار سال. سرانجام لحظه مرگ که رسید، می‌گویند: وقت رفتن است! بفرما!