حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت
12تمام آنچه که در عالم وجود اتفاق میافتد؛ مثل ایستگاه قطار است، ما از آن رد میشویم. دیشب در اینجا مجلس نبود، پریشب در اینجا مجلس بود، آیا کسی میتواند آن مجلس را احضار کند؟ نمیتواند. اگر شما بخواهید به مجلس پریشب برسید و اطّلاع و آگاهی پیدا کنید، یا شخص دیگری که در این مجلس نبوده، باید وجود خود را برگرداند به وجود زمانی که در دو شب قبل تحقّق پیدا کرده است و از آنجا که عالم وجود این حوادث در جایگاه خودش در سلسله علی در عالم مثال و عالم برزخ حضور ثبوتی دارند و استمرار در آنها، استمرار زمانی نیست، بلکه استمرار در آنها، استمرار رتبی است، یعنی یک حادثه پس از حادثه دیگر اتفاق میافتد در عالم مثال منتهی نه مشروطِ به زمان، زمان ندارد، پیوستگی حوادث به نحو ثبوت است نه به نحو تدرّج و تدریج الحصول بودن زمانی، کسی که برگردد به عالم مثال و خود را در آن مقطع خاصّ آن حادثه قرار بدهد، در آن حادثه واقع میشود.
اولیای الهی و ائمه علیهم السلام و بزرگانی که به مقام ولایت بر ملکوت رسیدند، آنها قدرت بر تحویل و تغییر وجود خود و استیلا و سیطره بر حوادث و پدیدهها را دارند. بگویند: فلان قضیه در دو سال پیش چه بوده؟ یک نگاه میکند و همین که یک نگاه میکند و فکر میکند خود را میبرد دو سال قبل سنه ١٤٢٦ (ه . [ق]) در ماه رمضان، در شب بیست و دوّم در چنین شبی، میبرد خود را در دو سال قبل، میگوید: مجلسی هست، من در آن مجلس هستم، مشاهده میکنم آقای فلان، کنار این ستون و آقای فلان، کنار آن ستون و آقای فلان تکیه داده است و آقای فلان با بغل دستیاش صحبت میکند و دیگری چرتش برده و صدایش هم میآید و آن یکی میخندد و دیگری میگوید این آقا چقدر حرفش طول کشید، چرا تمام نمیکند!؟ همه اینها را شروع میکند به توضیح دادن، نه اینکه الآن با همین وضعیت و همین موقعیت و همین حضور فعلی بخواهد خبر بدهد، نه! بلکه خود را میبرد در آن وضع، خود را میبرد در آن مقطع و به مقتضای قابلیت جمع بین دو مقطع یا بین مقاطع مختلف، ولی خدا میتواند نفسش آن قدر قدرت داشته باشد که در آنِ واحد، عالم ملک و ملکوت را مشاهده کند؛ یعنی از وقتی که تجلّی اسم واحد در همه ممکنات در عالم وجود واقع شد تا الآن، یعنی در عالم مجرّدات و عالم زمانیات، در هر دو، تمام مراتب بروز و ظهور ذات را تا جایی که خدا خدایی میکند، همه آنها را الآن مشاهده میکند. نفس پیغمبر و امام زمان علیه السلام الآن مشاهده میکند، نه اینکه حضرت بخواهد یک شب تا صبح فکر کند و بگوید کمی به من مهلت دهید ببینم فلان قضیه که ده سال پیش در فلان غار اتفاق افتاده چه بوده است؟! نه! مهلت نمیخواهد. امام که مهلت و صبر نمیخواهد، امام که بلند نمیشود برود در خانه مثل اینهایی که دارای علم اعداد و فلان هستند.

