حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«أَدْعُوک یا سَیدِى بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِیک بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُه».1
مولای من! با زبانی تو را میخوانم که گناه آن زبان را از کار انداخته است و با قلبی با تو مناجات میکنم که جرم و خلاف رمقی برای آن قلب باقی نگذاشته است.
مطالبی راجع به این دو فقره شریفه از بیانات امام سجاد علیه السلام خدمت دوستان عرض شد و گفتیم که مقام ذات، مقام قدس و طهارت است و مخاطبه با مقام ذات، نیاز به سنخیت در تخاطب دارد. باید سنخیت وجود داشته باشد تا مناجات صورت بگیرد و طرفین بتوانند حرف همدیگر را بفهمند، خداوند که حرف ما را میفهمد، ما که با خدا مناجات و گفتوگو میکنیم چه برداشتی از پروردگار و اسماء و صفاتش داریم؟ خنده دار است اگر یک نفر با شخصی صحبت کند، در حالی که اصلًا از او و حالات او اطّلاعی ندارد؟! مسأله و قضیه ما هم همین است.
اعمال و رفتار ما در وجهه اوّل همان طور که خدمت دوستان گفته شد حکایت از حقیقت توحید میکند؛ زیرا ظل باید با ذی ظل سنخیت داشته باشد. سایه باید با آفتاب سنخیت داشته باشد، (منظور از سایه، انعکاس نور است نه تاریکی).
سایهای که مردم میگویند؛ یعنی نبود نور، که این نبود نور گاهی به صورت وجود نورِ ضعیف تجلّی پیدا میکند. سایههایی که ما میبینیم به همین شکل است. شما وقتی در مقابل نور بایستید، سایه شما روی زمین میافتد. تاریکی محض نیست. سیاه نیست، مقداری رنگش با جاهای دیگر تفاوت دارد؛ چون بالأخره نور از این طرف و آن طرف کمی میتابد، اگر نتابد سیاهی محض میشود، همان نور است، امّا به خاطر اختلاف بین دو طبقه نور، به آن سایه میگوییم.
امّا در اصطلاح اهل معرفت، به انعکاس نور سایه گفته میشود و چون سایه به واسطه انعکاس، ضعیفتر است، لذا مردم هم به جایی که نور نباشد سایه میگویند.
- بحارالأنوار، ج ٩٥، ص ٨٢

