حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت
3وقتی شما نوری را بر آینه بتابید، این نور انعکاسی روی دیوار بهوجود میآورد؛ به آن میگویند «سایه». سایه؛ یعنی اثر، معلول، مسبّب. این تعبیر بسیار عجیبی است، به خلاف آن سایهای که در اصطلاح عرف و عوام به کار میبرند؛ چون در آنجا در واقع آثار آن نور نیست که انعکاس پیدا میکند، بلکه نور دیگر است؛ آن نوری که به مساحت خاص بر حجمی تابیدن گرفته دیگر سرایت به جای دیگر نمیکند. این اشتباه را در بسیاری از کتب اهل حکمت دیدم.
شما لامپی را در نظر بگیرید، نور آن، در ابتدای تابیدنش مساحت خاصّی را روشن میکند. نور مهتابی به قطر ٣ یا ٥ سانتیمتر و به طول یک متر یا یک متر و نیم، مساحت و حجمی خاص را روشن میسازد. هرچه جلوتر میآید، شعاع محیط بیشتر میشود.
نور مهتابی دارای شعاعی است و یک متر دورتر به شعاعش اضافه میشود تا جاییکه این نور بتواند به هر نقطهای که بخواهد بخورد و تا هر مقداری که فتونها و اشعهاش قدرت برای حرکت در جوّ و فضا دارند، به همان مقدار شعاع بیشتری به خود میگیرد.
شما وقتی جسمی را در کنار نور قرار میدهید، در همان مقطع موازی و مقابلهی با نور، مقداری از نور مهتابی خارج شده را به خود اختصاص میدهد. نور به آن شیء یا صفحه کاغذ میخورد و به همان مقدار از نور را میگیرد و بقیه نور از کنار و بالا و پایین آن شیء رد میشود. در اینجا معلوم است که به مقدار آن شیء یا کاغذ دیگر رد نمیشود و در آن هنگام، سایه خلأ آن نوری است که به سطح کاغذ میخورد. منتهی از آنجا که سایر نورها با هم برخورد میکنند، آن خلأ را تا حدّی پر میکنند. به واسطه آن اختلاف بین سایر مکانها، که در اطراف آن سایه قرار گرفتهاند و بین خود سایه، تفاوتی را مشاهده میکنید و به آن میگویید سایه، ولی در واقع سایه نیست؛ سایه این است که خود آن نور بدون چیز دیگر به واسطه انعکاسش بر جسم، اثری را به وجود بیاورد که آن اثر زاییده این انعکاس است، نه چیز دیگر.

