اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

0
سال 1428

فقره: أدعوك يا سيدي بلسانٍ قد اَخرسه ذنبه، ربِّ اُناجيك بقلبٍ قد أوبقه جرمُه. 1 مناجات با پروردگار متعال و رؤيت حقيقت توحيد پروردگار متعال وابسته به وجود سنخيت ميان فرد و پروردگار متعال مي‌باشد. 2 توضيحي در ارتباط با معناي كلمۀ ظلّ و سايه در اصطلاح اهل معرفت و اصطلاح عرف. 3 ذكر تشبيهي لطيف در تبيين رابطۀ ميان ظلّ و سايه و صاحب سايه. 4 سايه عبارتست از ظهور و بروز خفيف تجلّي نفس حقيقت مجرده اُولي. 5 انفكاك و جدايي ميان سايه و صاحب آن محال مي‌باشد. 6 توضيحي در ارتباط با فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: لا يزني الزاني حين يزني و هو مؤمن. 7 بيان مراتب ايمان و توضيح آن. 8 ذكر حكايتي در ارتباط با تقاضاي حضرت آدم عليه السلام از پروردگار متعال در بخشيدن مقداري از عمر خويش به حضرت داوود عليه السلام. 9 توضيحي در ارتباط با حقيقت مقام و جايگاه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام و ميزان مرآتيّت ايشان نسبت به پروردگار متعال. 10 تفسير آيه شريفه:( يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) .

حقیقت مساله ظلّ و سایه در اصطلاح اهل معرفت

5
  • آینه هم اگر بگوید: من وجود و استقلال دارم، نمی‌خواهم خورشید و چراغ در من بتابد! می‌گویند: همچنان سیاه بمان، سیاه زندگی کن و سیاه بمیر! کسی با تو کاری ندارد. در این صورت هیچ عاقلی یک شاهی به آینه‌ای که هیچ فایده‌ای ندارد پول نمی‌دهد.

  • پس نور به آینه می‌خورد و آینه هم آن نور را به جایی مثل دیوار منعکس می‌کند و دیوار که سایه بود نورانی می‌شود، منتهی با واسطه است؛ گاهی خودِ چراغ مستقیم به ما می‌خورد و آینه‌ای در میان نیست، گاهی هم نور مستقیم و موازی می‌تابد.

  • شیشه را که بر چراغ گذاشته‌اند، خودش نور ندارد، اما استعداد و آمادگی انعکاس نور را دارد.

  • این نوری که می‌بینید همه چیز را روشن کرده و به محیط نور داده، همان نور الان آمده با یک واسطه این کار را کرده است و آن واسطه شیشه است. این را در اصطلاح اهل عرفان «ظلّ» می‌گویند. پس «ظلّ» به سایه نمی‌گویند. اگر هم گاهی در کلمات بعضی؛ مانند مولانا، ظلّی که به معنای سایه که آن پرنده آمده، این مثال و از باب تسامح است وگرنه اصطلاح خودِ عرفا، اصطلاح عرفانی است و در اینجا از باب تشبیه، اسم سایه را بر آن گذاشته‌اند.

  • سایه عبارت است از تجلّی خودِ ذات، که آن تجلّی ذات به نحو خفیف ظهور پیدا می‌کند در یک قالب. آن قالب شیشه باشد یا آینه یا آب روان و یا آب ساکن؛ هرچه می‌خواهد باشد. وقتی آن تجلّی می‌ شود و برگشتی که از این مَظهر به واسطه ظهور پیدا می‌شود را می‌گویند «سایه».

  • اشیای موجود در عالم، نسبت به آن حقیقت توحیدی اولی و آن حقیقت مجرده اولی، سایه هستند، برای همین گفته‌اند: بین سایه و صاحب سایه جدایی محال است.

  • اگر یک لحظه میان آن آینه که نور دارد و میان آن تابنده و نور فاصله بیفتد، در همان لحظه، نور از آینه محو می‌شود. آینه نمی‌تواند مانند باتری در خود برق ذخیره کند.