اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها

14235
سال 1428
نسخه عربی

لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها

10
  • حکایاتی نقل کردم برای رفقا و دوستان در این زمینه؛ یک کاری را که انجام دادیم در ضمن یک حکایتی اشاره به آن قضیه داشتند، لذا مرحوم آقا می‌فرمودند: انسان وقتی با بزرگان است، باید کاملًا مواظب باشد، ببیند این مطالب به کجا می‌خورد، مرد بزرگ، اهل توحید هیچ وقت یک حرف بی‌خود نمی‌زند و قصّه و داستان نمی‌گوید و مَثَل بی‌خود نمی‌زند؛ در عباراتشان مطالبی است، منتهی انسان باید حواسش را جمع کند تا نکته‌ها را دریابد.

  • در همین دنیا بدن دارد شهادت می‌دهد، در همین دنیا، اعضای جوارحی و جوانحی هر دو شهادت می‌دهند و آنچه را که بر آن‌ها گذشته به منصه ظهور می‌رسانند و بیان می‌کنند، منتهی رؤیت آن مطالب چشم دیگری را می‌خواهد، شنیدن آن مطالب گوش دیگری را می‌طلبد، ادراک آن منویات قلب دیگری را اقتضا می‌کند که جای خود دارد؛ امام (علیه السلام) به این نکته، ما را توجّه می‌دهد.

  • جنبه بعدی آن بماند در جنبه قبلی که جنبه توحیدی است، تمام این‌ها همان حقیقت ربطیه هستند و در روز قیامت همین حقیقت ربطیه، تمام وقایع و حوادث را که آن‌ها این وقایع و حوادث را در خود ضبط کرده‌اند، نشان می‌دهد. لذا دو مقام در اینجا وجود دارد؛ مقام اول، مقام اعتذار است، مقامی است که می‌خواهد در آن مقام از زیر بار مسؤولیت شانه خالی کند و می‌خواهد فرار کند، خیال کرده‌اند آن دنیا هم مثل این دنیا است و می‌توانند پرونده را جابه‌جا کنند و ظالم، مظلوم و مظلوم، ظالم بشود، اینجا از این کارها زیاد می‌کنند، الی ماشاء اللَه، ولی آن جا این‌گونه نیست، آنجا این مسأله این‌گونه نیست، در این دنیا عادت کرده‌اند به این کارها در آن دنیا هم می‌گویند: خدایا! این خبرها نیست ما کاره‌ای نبودیم ما مظلوم بودیم و ما تقصیری نداشتیم.

  • الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى‌ إِنَّ اللَه عَلِيمٌ بِما كنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌ النحل، ٢٨ می‌گویند: ما مستضعف بودیم و این کارهایی که کردیم از روی نفهمی بوده است، این خلاف‌هایی که انجام دادیم، نمی‌دانستیم و خیال کرده‌اند سر خدا هم می‌توانند کلاه بگذارند! هنوز قضیه برای آن‌ها جا نیفتاده و پرده برداشته نشده، می‌گویند: ما مستضعف بودیم و مطلب به ما نرسیده بود، این خلاف‌هایی که کردیم، این بت‌پرستی و شرکی که کردیم و این مطالب خلافی که روی زمین انجام دادیم، به خاطر این بود که ما درس نخوانده بودیم و مجتهد نبودیم و قال الصّادق و قال الباقر نخوانده بودیم و تفسیر بلد نبودیم. خب خلاف کردیم چه اشکالی دارد؟ ملائکه هم در جواب می‌گویند: مگر زمین خدا وسعت نداشت؟ شما را در زندان که نکرده بودند و در را ببندند، نه! شما به اختیار خودتان در این شهر زندگی کردید و به واسطه بودن در این شهر چشمتان به نامحرم می‌افتاد، شهری بود که در آن همه افرادش بی‌حجاب بودند، سافرات بودند، عریان بودند از خانه درمی‌آمدید، چشمتان به زنان بی‌حجاب می‌افتاد و به طبع آن، به گناهان دیگر می‌افتادید، می‌خواستید از آن شهر دربیایید. چه کسی گفته است در کالیفرنیا زندگی کنید؟ چه کسی گفته در اروپا زندگی کنید؟ چه کسی گفته در ممالک کفر زندگی کنید؟ بیایید در ایران و عراق و ممالک اسلامی، ببینید کجا حجابشان بهتر است و تحفّظشان بهتر است و احکام در کجا بیشتر رعایت می‌شود. بروید آنجا زندگی کنید. یک رزق و روزی برای خود دست و پا می‌کنید، خدا هم برایتان رزق و روزی می‌فرستد و لازم نیست که کاخ و برج بسازید، زندگی کنید و زن و بچه و خودتان و افکارتان محفوظ می‌ماند.