لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
17یوم یشهد علیهم سمعهم و ابصارهم و افقُدتهم این برای مرحله بعد است، شروع میشود و آن حقیقت توحید تجلّی پیدا میکند بر نفس و وقتی تجلّی کرد، تمام اعمال و رفتاری که در دنیا انجام داده را میبیند. حالا دیگر چه کسی را میخواهد گول بزند؟ شما که جلوی من نشستهاید، من میتوانم بگویم شما کجا هستی؟ شما چشمت میبیند که کنار ستون ....، من دیگر نمیتوانم انکار کنم، اگر انکار کنم، بغل دستی شما به من میگوید دیوانه! مسأله روشن است، تا اینها این حرف را میزنند یک مرتبه آن غطاء و پرده کنار میرود؛ فبصرک الیوم حدید میآید جلو لَقَدْ كنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكشَفْنا عَنْك غِطاءَك فَبَصَرُك الْيوْمَ حَدِيدٌ ق، ٢٢ پرده کنار میرود و تمام اعمال و رفتاری که در این دنیا چه به صورت گفتار و چه به صورت کردار و چه به صورت نیات بر ما گذشته است، همه آنها در منصه ظهور به وجود میآید.
گوش شهادتش را میدهد، چشم شهادتش را میدهد و شهادتش هم عبارت است از؛ همان حضور حوادث در نزد انسان، نه نگاه کردن، نفس واقعهای را که انسان انجام داده، خودش را در آن واقعه احساس میکند؛ عین اینکه الان من دارم صحبت میکنم، آیا الآن من دارم فیلم میبینم؟ عکس و صورت صحبتهایم را میبینم؟ نه! الآن این احساسی که من دارم نسبت به صحبت خودم، آیا این احساس یک احساس واقعی و تکوینی است یا تخیلی؟ یک احساس واقعی است. شما که الان نشسته اید و یک به یک به من نگاه میکنید و توجّه میکنید و استماع میکنید، آیا عکس میبیند؟ کسی جلوی شما نوار و ضبط گذاشته یا نه؟ خود نفس وجود را الآن به علم حضوری نه به علم حصولی میبینید، بعد اگر بخواهند این را نوار کنند، میشود علم حصولی، یعنی یادآوری، این مجلس را یک فیلم برمیدارند، همین نوارهایی که الآن است، یک ماه یا دو ماه که گذشت، بگویید میخواهیم این نوارها را یک مروری بکنیم، تا مرور میکنید تمام مطالب در ذهنتان مرور میشود؛ این را میگویند حصولی، ولی این حقیقتی که الان در آن هستید به همین نحو در روز قیامت شهادت است، نه اینکه نوار بگذارند، ملائکه که این همه بایگانی ندارند! انسان را در همین وجود حوادث عیناً میگذارند، آن وقت کجا میخواهد عذر بیاورد و سر کدام قاضی را میخواهد گول بزند؟ کدام مخاطب را میخواهد به انحراف بکشاند؟ ابداً ابداً!

