لزوم تدبّر در مطالب اولیاء الهی و تمسک به سیره آنها
11در زمان سابق و زمان شاه از خانه که بیرون میآمدیم، نمیتوانستیم به جایی نگاه کنیم، تمام فضا آلوده و مکدّر و ظلمانی بود، سردر تئاترها و سینماها چه چیزهایی بود، اصلًا در آن زمان نمیشد گفت که اینجا یک مملکت اسلامی است.
مرحوم آقا یک دفعه فرمودند: به جای اینکه اسم طهران را طهران بگذارند، بگذارند پاریس، چه فرقی با آنجا دارد؟ بروید بیروت که بیشترش مسلمان هستند و مملکت، مملکت مسلمان است، ببینید بیروت یک شهر مسلمان نشین است؟ مسلمانهایش بدتر از نصرانیها هستند. بروید صور که در آن نصرانی نیست، در شهرهای لبنان ببینید چه خبر است؟ بدتر از خارج بدتر از ....! مگر انسان مجبور است؟ مگر دست و پای انسان را بستهاند؟
ما که گناه کردیم به خاطر اینکه وضعیت محیط و اجتماع این اقتضا را میکرد و انسان باید در اجتماع ساخته شود! مواظب باش خودت را نسازند! مگر آپارتمان است که ساخته بشود؟ خودت را در هزار لجنزار میاندازی و توقّع داری نجس نشوی؟ برو پیش جذامیها و وباییها، اگر راست میگویی آنجا بگو: وبا غلط میکند بیاید سراغ من، مگر میتواند بیاید؟ من باید خودم را با این میکروب وبا بسازم، باید مقابله کنم، چنان دَمَرَت میکند روی زمین که در ظرف دو روز بروی آن طرف! برو در جایی که بیماری واگیردار دارد، ببین میتوانی یا نه؟ همه اینها اشکال دارد، امّا فقط اینجا که مسأله مربوط به دین است، اشکال ندارد! اینجا ساخته بشود، درمیآید میگوید: انسان باید خودش را بسازد، انسان اصلًا باید در این محیط باشد تا رشد کند، باید برود در وسط فلان خانه و مرکز فساد. چند نفر از این افراد شدند سلمان فارسی؟ احمق! بگو ببینم چند نفر شدند سلمان و عمّار و مقداد و اصحاب ائمه، و اولیای خدا؟ بگویید! هر کسی رفته عاقبتش را دیدیم، هر کسی این منطق را داشته وضعیتش، وضعیت مشخصی است و فقط برای فرار از مسؤولیت و لاابالیگری است، منطق، منطق لاابالیگری و بیدینی است.

