معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
16تشریع برای تکالیف ظاهر است نه برای ارتباطات سر؛ در آنجا اصلا تشریع نیست، در آنجا تکلیف اصلا معنا ندارد. تکلیف در مقام توجه به نفس است در این عالم، نماز و فلان و این حرفها؛ ولی در آن مرتبه آنجا مقام، مقام نفس تعلق است و در آن مقام تعلق، تعینی وجود ندارد که به او تکلیف تعلق بگیرد، تکلیف به نماز شب تعلق بگیرد. بله اگر در همانجا توجه داشته باشد بلند میشود نماز شب هم میخواند.
مرحوم آقای حداد رضواناللَهعلیه... . امیرالمؤمنین علیهالسلام میرفتند در نخلستانها و شب را به عبادت میگذراندند و بعد غش میکردند و میافتادند. [این مطلب را] داریم دیگر، احادیثش را رفقا میدانند.
ابودرداء است میگوید: آمدم نگاه کردم دیدم علی شروع کرد به مناجات کردن و مناجات کردن و بعد یکدفعه صدا قطع شد. گفتم حتما چیز کرده، دارد خودش را برای نماز صبح آماده میکند دیگر. رفتم جلو دیدم نه! حرکتی ندارد، دست زدم، تکان نمیخورد، نگاه کردم دیدم فوت کرده، دوان دوان آمدم درب منزل حضرت زهرا سلاماللَهعلیها در زدم؛ البته با عجله در زدم بیایید ببینید علی فوت کرد، چه کرد و چه کرد. حضرت زهرا گفت: قضیه چطور بود؟ گفتم: ... گفت: او که کار هر شبش است، کار هر شب است.
آمدند، جمع شدند چیز کنند، حالا موقع نماز است، دیگر سپیده زده علی را بیدار کنیم نماز صبح بخواند. آب زدند به صورت حضرت و از آن حالت بیرون آوردند که حضرت به حال بیاید و نماز صبح بخواند.
بندگان خدا او در یک حالی است که از هزار هزار نماز من و تو بالاتر است، از هزار هزار نماز بالاتر است. او الان در یک حقیقت ربط قرار گرفته که دیگر بدنش قدرت و تحمل برای جذبه را ندارد که افتاده است. چنان جاذبههای جمالیه او را از خود ربوده که دیگر توان ندارد. دیدهاید بعضیها وقتی یک خبر خوش به آنها میرسد یک مرتبه میافتند، تحمل نمیکنند.خبرهای خوش به آنها رسیده. حالا هر چه میخواهد باشد دیگر.

