معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
15دسته دوم: چه کسانی هستند؟ آن کسی است که فردی از دنیا رفته و شخصی برود مال صغیر آنها را بردارد و ضبط کند؛ مال بچه یتیم را. این هم دستة دوم.
دسته سوم: حاکمی است که در میان رعیت به ظلم عمل کند، ای وای!! کار به کجا میرسد. این سه دسته کسانی هستند که از صدای ناله اینها در هنگام قبض روح جهنم به فریاد می آید.این سه افراد.
داریم وقتی که یک شخصی به گوش یتیم سیلی بزند عرش خدا را به لرزه درمیآورد. این همین است. بچه نفسش کوچک نیست که ما کوچک خیال بکنیم، که ولش کن بابا این که نمیفهمد، دو ساله، سه ساله که فهم ندارد. نه! شما به آن طرف نگاه کن ببین آنطرف چقدر به این بها میدهند. تو نگاه نکن به اینکه به چشم تو چقدر میآید؛ از آن طرف ببین، آن طرفیها چقدر دارند به این بها میدهند و چقدر برای این ارزش قائل میشوند، نه تو! تو حالا ببین، فرض بکن که این قدش یک متر است، هفتاد سانت است، چه میفهمد؟! این که اصلا فهمی ندارد، چیزی ندارد. حالا بگیر و بردارد و بخور، کی به کیست؟! مسئله این است.
اینها این بندگانی هستند که خدا در ذات عقولشان با آنها صحبت میکند. اینها از مقام صورت گذشته است، این تکلم از مقام صورت گذشته است، از مقام معنا گذشته است، از مقام کلام نفسی گذشته است. آنها در یک حیثیت ربطیهای قرار گرفتهاند، در یک تعلق نفس و ارتباط ضمیر و سرّی واقع شدهاند که اصلا برای آن مرتبه لفظی وضع نشده است. چرا لفظ وضع نشده؟ چون واضع لغت این حرفها را نمیفهمد تا بخواهد لغت وضع کند؟! او چه میفهمد.
آن کلامی که نمیدانم در جلد اول اسرار ملکوت یا جلد دوم نوشتم راجع به مرحوم آقا و آن کسی به مرحوم آقا گفته بود که شما نماز شب نخواندید-نه اینکه صراحتا بگوید بلکه تلویحا- او اصلا معنای تکلیم با سرّ را نمیفهمد، اصلا درک نمیکند، او اصلا معنای کلمهم فی ذات عقولهم را درک نمیکند؛ او از مثال تجاوز نکرده است آن مثال هم چه مثالی؟! شش تای از آن غلط و یکی درست آن هم... ، او اصلا نمیفهمد، نمیفهمد که ولیّ خدا خوابیده، ولی در یک مرتبهای از سر وجود دارد که در آن مرتبه بالاترین مقام و بالاترین مرتبه عالم تشریع به گرد او اصلا نمیرسد.

