
معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
1 دیدگاه وبینش توحیدی نسبت به عالم وجود هنگامی برای فرد حاصل می شودکه میان هویت وتعیّن او با وجود مطلق وبسیط سنخیت حاصل شود. 2 ذکر حکایتی در ارتباط با دیدگاه نادرست یکی از افراد معروف نسبت به موقعیت ظاهری ائمه علیهم السلام وپاسخ مرحوم علامه طهرانی به او. 3 فرمایش مرحوم علامه طهرانی به مرحوم علامه طباطبایی در ارتباط با سخت ومشکل بودن معاشرت با برخی از افراد وتأثیرات سوءآن. 4 یکی از مهمترین دستورات در مسیر سیر وسلوک الی اللَه رعایت صمت وسکوت می باشد. 5 کیفیت مناجات وخضوع بندگان حقیقی پروردگار متعال در کلام امیر المؤمنین علیه السلام. 6 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط با علو مقام وجایگاه علامه طباطبایی. 7 ذکر حکایتی در ارتباط با اینکه سالک راه الهی هیچ گاه نباید موجودات پروردگار متعال را به دیدۀ حقارت بنگرد. 8 ذکر روایتی از پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم درارتباط با دشواری سکرات مرگ برای سه دسته از افراد.
معرفت پروردگار متوقف بر تحقق سنخیت میان عبد و رب - ج17
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
«أَدْعُوكَ يَا سَيِّدِي بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِيكَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُه».1 ای مولا و سید و آقا و صاحب اختیار و پروردگار من! من تو را با زبانی میخوانم که گناه آن زبان را اخرس نموده و لال کرده است و به لکنت انداخته؛ و با قلبی مناجات میکنم که جرم و جنایت آن قلب را تباه کرده و حیات را از او سلب کرده و رمق را از او گرفته است.
در شبهای گذشته عرض شد که نظره توحیدی نسبت به عالم وجود در وقتی برای انسان حاصل میشود که انسان از نقطه نظر هویتش و نحوه تعیّنش با آن وجود مطلق و بسیط سنخیت پیدا کرده باشد. مسئله سنخیت پیدا کردن مسئلهای است که با مطالعه و خواندن و کتاب حاصل نمیشود و با درس و تدریس برای انسان این مسئله بوجود نمیآید و با استماع خطابهها و گوش دادن به صحبتها و منابر و نصیحتها برای انسان این مسئله بدست نمیآید.
این مسئله با مجاهدتهای سلوکی و تحت ضوابط شرعی و مستند به صاحب ولایت، ائمة معصومین علیهمالسلام و به واسطه شخص خبیر و آگاه به سیر و بصیر به عوالم غیب و مسلط بر طرق سماویه که مصالح و مفاسد انسان را با ادراک ملکوتی خود نه با مطالعه، نه با شنیدنها و مسموعات، نه با تجربیات روزمره، که این برای همه افراد ممکن است حاصل بشود به دست میآید.
شخصی ممکن است به وسیله مسموعات و مطالعات، خواندن این کتاب و آن کتاب، این روزنامه و آن روزنامه، این مقاله و آن مقاله - و هر کسی هم از ظن خود شد یار من یا هر چرندی هم نوشت که نوشت - با اینها یک سری مطالب را سر هم میکنیم و چند قصه و حکایت هم ضمیمه و مونتاژش میکنیم و دو شعر و یک صدای خوب هم ضمیمهاش میکنیم و مجلس گرم و با حال و هوا و به اصطلاح باحالی بوجود میآوریم و خلقی را گرفتار و سرگردان و گنگ به این طرف و به آن طرف میکشانیم.
- بحارالأنوار، ج٩٥ ، ص٨٢
