منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
10الان شما دارید با من صحبت میکنید بینی و بین اللَه اگر به جای من که الان اینجا نشستم پدر من در اینجا بود همین جور بود؟ نه! من کجا ایشان کجا؟ ایشان کجا من کجا؟ او یک مردی است اصلا در یک عالم دیگری در یک فضای دیگری اصلا در یک افق دیگری! وقتی که آدم مینشیند یک جور وقتی که صحبت میکند یک جور، انتخاب کلمات یک جور، حواستش را جمع کند کم کم خودش را آماده میکند فلان یک جور. حالا شما ببینید اگر به جای من امام علیه السلام بیاید، امام زمان، شب جمعه حضرت بیاید در اینجا به جای من بخواهد شرح دعای ابی حمزهی جدش را بگوید، ما چه جوری به حضرت نگاه میکنیم؟ این دیگر آخرش است یعنی آخر قضیه این است دیگر، دیگر بالاتری که وجود ندارد؟ دیگر بالاتر از این خدا! دیگر هیچی دیگر، بی برو برگرد دیگر بالاتر از این وجود ندارد، چه جوری نگاه میکنیم؟ چه جوری حرف میزنیم؟ چه کلماتی را به کار میبریم؟ چه لغاتی را انتخاب میکنیم؟ چه لغاتی را واقعا انتخاب میکنیم برای مواجههی با امام علیه السلام؟
حالا حضرت میگوید، خدایا من دارم با تو صحبت میکنم تو که مظهر صدق هستی تو که تمام وجودت را صفا گرفته است تو که تمام وجودت را توحید گرفته است تو ای خدایی که تمام وجودت نور محض است تمام وجودت بهاء محض است تمام وجودت کبریائیت و کمال و جلال محض است یک آدمیکه آدم توقعی از او دارد وقتی میآید پیش آدم میبیند که رنگش عوض شد، کلماتش تغییر پیدا میکند، چرا که آدم یک احتیاجی به او دارد، در خیابان راه میرفت آدم به او سلام هم نمیکرد حالا یک کارت برای آدم میفرستند اول اسمش را با خط سبز مینویسند آقای فلان در فلان جا هم شرکت میکند، بابا این در خیابان راه میرفت ما جواب سلام او را نمیدادیم توجه میکنید حالا یک پست و مقامی که پیدا کرده یکدفعه میبینیم مقام به او ارزش داده، بابا اینکه همان است اینکه مغزش همان است بابا! اینکه دل و روده و سر و گردن و دست و پایش که عوض نشد، چه شد؟ از اینجا آمد اینجا نشست، از روی زمین آمد روی صندلی نشست، تفاوت که نکرد همان است.

