منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
16ببینید صاف میبندند کات میکنند تمام شد حالا خوب است یک جوری بستند که چیزی یادش نرفت، به اندازهی یک ساعت درس را گذاشتند یک نوار در ذهنش گذاشتند همه را پاک نکردند و الا انسان هیچ چیز نمیفهمد. خب پس از که خرج کردی؟ خدایا من این همه درس خواندم از ما خرج کردی، این همه فرض کنید که صحبت کردم این همه به دست من ارشاد شدند از ضلالت افتادند، که تو را این کار را کرد؟ اصلا کی آن را جلوی راه تو قرار داد؟ مگر تو رفتی در خانهی او و تو خبر داشتی؟ من آوردم این را سر راه تو قرار دادم من به تو بیان دادم من به تو تأثیر و نفوذ کلمه دادم اگر من به تو تأثیر و نفوذ کلمه نمیدادم آن همین طور بیر بیر مثل دیوار نگاهت میکرد و سرش را میانداخت و میرفت چطور برگشت به تو گفت آقا اجازه میدهید دفعهی دیگر هم خدمتتان برسیم؟ چه کسی این کار را کرد؟ تو کردی؟ هان؟ اگر راست میگویی برو آن را ارشاد کن اگر راست میگویی برو این یکی را ارشاد کن! راست میگویی دیگر! تویی دیگر! حالا برو ارشادش کن.
در آیهی قرآن وقتی خدا به پیغمبرش بگوید که إِنَّك لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكنَّ اللَه يهْدِي مَنْ يشاءُ القصص، ٥٦ تو پیغمبر من! مگر تو کسی را میتوانی هدایت کنی؟ اصلا این آیات، اینها معجزهی قرآن است ها! اینها میآید برای ما آن سرّ مسئله را بازگو میکند. انک لاتهدى من أحببت، خدا شوخی نکرده با پیغمبر که برو این حرف را به مردم بزن، نه! واقعا دارد به آن پیغمبر میگوید تو به اندازهی سر سوزن نمیتوانی کار بکنی یک سر سوزن تو نمیتوانی بدون اذن ما و بدون اجازهی ما حرف بزنی! میتوانی؟ برو ابوبکر را راهنمایی کن! برو! میتوانی دیگر! تو که این قدر دلت برای علی میسوزد تو که میخواهی بعد از تو علی جانشین بشود، خب مانع این قضیه که بود؟ این دوتا بودند دیگر، حالا برو هدایتشان کن، برو این سنگها را از جلوی پا بردار، برو این دوتا را آدم کن که این دوتا نقشهی سقیفهی بنی ساعده راه نیاندازند و همه را انحراف کنند و به قول بعضی از علمای شیعهی ما، افتخار اسلام به وجود بیاورند! سقیفه افتخار اسلام است! باعث افتخار اسلام شده است! هان؟ اگر میتوانی برو ابوسفیان را درست کن اگر میتوانی برو ابوجهل را درست کن اگر میتوانی برو عمروعاص را درست کن اگر میتوانی برو ابوبکر را درست کن اگر میتوانی برو عبدالرحمن عوف را درست کن اگر میتوانی برو قنفذ را درست کن اینها را بلند شو برو درست کن پس معلوم است دست تو نیست دست کیست؟ دست ما است. پیغمبرش نتوانست بنده میتوانم؟ بندهی طهرانی میتوانم درست کنم؟ بنده آن وقت نفوذ کلمه دارم؟ بنده آن وقت تأثیر دارم که دیگران در کلامشان این تأثیر نیست؟ این مال من است؟ نه! آن موقع این میشود توحید.

