منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
17انک لا تهدى من اجببت خیال نکن هر کسی را خوشت میآید میتوانی هدایت کنی، وظیفهات است برو انجام بده، بلند شو برو طائف وظیفهات را انجام بده، بلند شو برو مکه وظیفهات را انجام بده، نامه بده به سلطان روم سلطان ایران سلطان مصر حبشه، نامه بده سفیر برست مبلغ بفرست وظیفهات را برو انجام بده ولی آن کسی که هدایت میکند، فوت کاسهگری، آن لِمِ قضیه، آن چیست؟ آن دست ما است آن به ما برمیگردد این انک لاتهدى من احببت را ما رفقا باید شعار قرار بدهیم، زندگیمان را بر این اساس بگذاریم اگر این معنا را فهمیدیم به آن سرّ سلوک رسیدیم اگر نفهمیدیم صد سال دیگر هم نمیرسیم، هیچ فایده هم ندارد.
خب حالا ما میآییم میگوییم که چه؟ خدایا ما این کار را کردیم آن کار را کردیم! خدا میگوید از خودت بیا برای ما بیان کن، اینهایی که تو بیان میکنی مال ما بود، علم داری ما دادیم بیان داری ما دادیم هدایت کردی ما کردیم خب تو چه کردی؟ چه داری اینجا عرضه کنی؟ اینجا باید چه عرضه کرد؟ قلب خاضع و قلب خاشع، خدایا ما بدبختیم این را ما داریم خدایا ما بیچاره هستیم این را ما داریم اینها دیگر مال ما است خدایا ما صفر الکف هستیم هیچ در دست نداریم این مربوط به ما است خدایا ما ذلت داریم خیلی خب قبول دارم خوشم آمد از تو، اعتراف بکن، آن را که خدا میاندازد جلو، این را دارد. حالا فهمیدید؟ آن را که میافتد جلو و هزارتا مثل من معمم باید عقب بایستیم آن این را دارد و ما نداریم. آنکه وقتی نگاه میکند به خودش میبیند گناه کرده و متاعی ندارد که به پیشگاه خدا عرضه کند آن قلب شکستهاش، او این را دارد این همان است. این همان است که این را از او میخرند و به خاطر او چه کارها که نمیکنند؟ چه کارها که نمیکنند؟

