اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی

14212
سال 1429
جلسات
نسخه عربی

منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی

18
  • پس امام سجاد علیه السلام دارد به ما راه را نشان می‌دهد می‌فرماید ادعوک یا رب راهبا خدایا من تو را می‌خوانم و به سوی تو می‌آیم در حال رَهبة و در حال رُهبانیت، رَهب و رَهبة، با نگرانی دارم به‌ سوی تو می‌آیم می‌پذیری من را یا نه؟ دلم آشوب است دلم اضطراب است مطمئن نیستم، اطمینان ندارم. به کارهای خودم نگاه می‌کنم می‌بینم خیلی کار خراب است خیلی کار خراب کردم به وضعیت خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم که خیلی معصیت کردم و خیلی نافرمانی کردم و این دیگر مسئله مربوط به امام سجاد است که ما در آن مقامات صحبت نمی‌کنیم که حالا حضرت در آن وضعیت خودشان چه احساسی داشتند؟ این را که فعلا ما داریم نسبت به خودمان می‌فهمیم این را بگوییم، به امام سجاد چه کار داریم؟ ما اصلا نمی‌فهمیم امام سجاد در کجا بوده و چه جوری ....؟ خودمان که همین هستیم.

  • طرف می‌آید می‌گوید حضرت سجاد این حرف‌ها را می‌زده چطور ....؟ گفتم بابا تو اصلا به حضرت سجاد چه کار داری، هست یا نه؟ آیا تو این کارها را می‌کنی یا نمی‌کنی؟ خیلی خب حضرت سجاد این را برای تو گفتند، بلند شو. هر وقت رسیدی به آن مقام معرفت و بصیرت آن وقت می‌فهمی‌حضرت سجاد چه گفت، آن موقع می‌فهمی. هر وقت رسیدی به موقعیت مرحوم قاضی آن وقت کلام حضرت سجاد را می‌فهمی که دیگر گناهان آن‌ها، سرقت و از دیوار بالا رفتن و ارتشا نیست، گناهان آن‌ها زنا کردن و مال مردم خوردن و دو به هم زدن نیست آن‌ها مال ما است. آن‌ها یک چیزهای دیگر دارند که نمی‌فهمیم، خیلی خب نفهمیم! مگر ما امام را اصلا درک کردیم که حالا بیاییم بگوییم که آن کلام امام چه بود و در این حال بود .....؟ خیلی خب این‌که حضرت برای ما گفتند دروغ است یا راست است؟ این دعایی که گفتند بخوانید راست است یا دروغ است؟ خب راست است دیگر، خیلی خب عمل کن دیگر، بیا به همین عمل کن. آیا ما عبادتی که می [کنیم‌] نمازی که می‌خوانیم همین شب‌های ماه رمضان نمازی که می‌خوانیم این با رهبت نیست؟ با نگرانی نیست؟ صددرصد خدایا قبول می‌کنی آره همین است؟ یک قبولی به تو نشان بدهم، قبول می‌کنم؟ باشه بیا آن طرف، وقتی آمدی برمی‌داریم یک میزان می‌گذاریم مو را از ماست می‌کشیم بیرون، آن وقت همه باید برویم پی کارمان! مگر رحمتش و کرمش! آن بیاید یک کاری بکند و شفاعت همین خلاصه چندتایی که داریم، ائمه و اولیا و همین و .... فقط همین و الا می‌گذارند مو را می‌کشند بیرون.