منشا و سرچشمه سخنان ائمه اطهار و اولیاء الهی
6ولی مسئلهی امامت و مسئلهی ادراک و مسئلهی شعور و مسئلهی ولایت کلیه و تکوینیه که واسطهی فیض هست خب مگر میشود دوتا باشد؟ مگر میشود فرق بکند؟ مگر آن ولایت، ولایت محکوم زمان و مکان است؟ ولایت خود فاعل مکان و زمان است چطور میشود محکوم زمان و مکان باشد؟ چطور میشود؟ ولایت خود موجد زمان و مکان است اگر ما زمان و مکان را یک امر واقعی بدانیم اگر هم اعتباری بدانیم که خب هیچی. ولایت خود موجد حوادث و پدیدههای مجرد و ماده است چطور این ولایت متأثر از ماده و متأثر از حوادث خارجی ماده میتواند باشد؟ این مستحیل و ممتنع است. محال است.
مثل اینکه فرض کنید که بگوییم که پدر که جزو علل معدهی بچه است، پدر باعث به وجود آمدن بچه است، حالا بگوییم نخیر! پسر پدر را به وجود آورده این خیلی عالی میشود! میشود پسری پدرش را درست کند؟ این خیلی خندهدار میشود! در آن فکر کنید یک قدری تأمل کنید! یک قدری! که یک پسری بگوید من حالا میخواهم بابا درست کنم خیلی عالی است دیگر، کار خیلی درست میشود این که نمیشود.
امام علیه السلام این خودش واسطهی حوادث خارجی است فیض پروردگار از دریچهی نفس خود امام در خارج ظهور پیدا میکند آن وقت چطور ممکن است ولایت امام منفعل و متأثر و معلول و حیثیت انفعالی در عالم تکوین را داشته باشد؟ حیثیت امام حیثیت فاعلی است نه حیثیت انفعالی. لذا همه از یک جا است. اگر غلط است نعوذ باللَه مال همه غلط است اگر درست است مطالب امام، برای همه درست است. پیغمبر امیرالمومنین امام مجتبی، همهی اینها یک حقیقت توحید را میگویند و یک معرفت را بیان میکنند و یک اعتقاد و یک حکم تکلیفی را، حکم تکلیفی. آن حکم تکلیفی و آن احکامی که پیغمبر میگوید همان احکام را امام جواد میگوید هیچ تفاوت ندارد اگر تفاوت داشته باشد همهی بساط تشیع برچیده شده و از بیخ و بن همهی مسئله ایراد پیدا میکند.

