بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
16یا در یک قضیهی دیگر که آن مسئله مربوط به جریانات و فعالیتهای ایشان در سنه ٤٢ بود، در آنجا وقتی که مسائلی اتفاق افتاد یک مرتبه ایشان از آنجا پیغام دادند که شما باید این کارها و این کارها را بکنید و مثلا کارتان چطور باشد و روشتان چگونه باشد و مرامتان چگونه باشد و چرا فلانی بدون اینکه ما را در جریان این مسائل قرار بدهد، به یک همچنین اقداماتی دست زده است؟ و ما میبینیم که ایشان وضعیتش عوض میشود راه و روش عوض میشود البته آن موقع خیلی قدیم بود [، او] این قضیه خیلی [گذشته] است شاید حدود چهل [سال پیش] الان هشتاد و هشت هستیم یا [هشتاد و] نه؟ تاریخ شمسی هم یادم رفته، قمری یادم است ١٤٢٩ است. آن میشود چند؟ میشود چهل و پنج سال پیش دیگر، این قضیه است [مال آن موقع] خب ایشان در آن موقع در تحت مراقبت و دستورات استاد خودشان بودند، در یک همچنین وضعیتی، یکدفعه ما میبینیم تغییر در ایشان پیدا میشود تحول پیدا میشود. آن اشرافی که آن عارف باللَه دارد آن احاطه و سیطرهای که آن عارف ...، حالا چرا باید این جریان تا اینجا پیش بیاید از اینجا به بعدش این پیغام بیاید؟ این دیگر از اسرار است و الا از اول ....، این حرفی که از این چیز هست میشد قبلا زده شود، آن عارف الهی که نیاز به پیغام ظاهری ندارد برای رساندن مطلب، با القاء مطالب در نفس شاگرد هم میتواند مطلب را اعلام کند، مگر نگفتند به ایشان تو در غرب عالم باشی و من در شرق عالم، برای من تفاوتی نمیکند؟ همین مطلبی را که ایشان به شاگردان خودشان میگفتند، بنده خودم شنیدم، از ایشان شنیدم که داشتند به یکی دیگر میگفتند، بنده هم نشسته بودم، که تو در غرب عالم باشی و من در شرق عالم، مثل این است که شما پیش من نشستید، همین الان که نشستید. همین حرفی که استادشان به ایشان زدند در آن زمانی که ایشان از نجف میخواستند بیایند و ما میبینیم این .....، ولی این جریان باید بیاید سیر بشود یکدفعه به یک جایی که میرسد مسائلی که اتفاق میافتد حقایقی که روشن میشود و مسائلی که بروز پیدا میکند، حالا وقتش است، الان یک مرتبه میبینی که مسئله تغییر پیدا میکند و عوض میشود و اصلا بدون اینکه ایشان بخواهند ناراحت بشوند و مطلبی باشد، میگویند بله! بسیار خب، تمام، مسئله تمام. همین هم استاد ایشان نسبت به استاد خودشان داشتند همان هم نسبت [به استاد خودش،] همین طور همین طور. این یک مطلبی نیست که حالا فقط اختصاص به یک طیف خاصی داشته باشد، نه! هر کدام از این اولیاء الهی همین جریان بر آنها بوده است نسبت به استاد خودشان و هلم جرا تا به امام برسد. مطلب به این کیفیت است.

