اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک

0
سال 1429
جلسات

فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً 1 خداوند متعال و ملائکه او به نیت و باطن افراد نظر کرده و آنها را مورد سوال و بازخواست قرار می دهند. 2 ذکرحکایتی از استاد طهرانی در ارتباط با عملکرد یکی از افراد در نماز جماعت آیت اللَه اراکی. 3 کیفیت اقامه نماز توسط مرحوم حداد و اولیاءالهی. 4 چه نمازی انسان را از ارتکاب فحشاء ومنکرات باز می دارد. 5 من تعمَّم ولم یتحنک فاَصابه داء لادواء له فلا یلومَنَّ الا نفسه. 6 کیفیت ضبط و ثبت و اشراف ملائکه نسبت به اعمال ونیات افراد. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در بیان یکی از مؤیدات مسئله وحدت وجود. 8 تزاحم وتنازع در عوالم مجرده وجود ندارد. 9 آنچه میزان ارزش واعتبار اعمال انسان در نزد پروردگار متعال می باشد تنها نیت وپشتوانه آن اعمال می باشد. 10 بیان کیفیت صحیح اقامۀ عبادات ازدیدگاه مکتب عرفان. 11 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند:امام علیه السلام برای این امام است که همه افراد را در هر مرتبه ای که خود قرار دارد ببرد واو امام است در همۀ مراتب ازلاً و ابداً. 12 افراد با حفظ میزان سعه وظرفیت وجودی خویش قابلیت ادراک حقیقت معنای مدرک توسط امام معصوم علیه السلام را دارند. 13 نگرانی امام سجاد علیه السلام در مناجات با پروردگار متعال از چه امری ناشی می شود. 14 بیان معنای رهبت درکلام امام سجاد علیه السلام.

بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک

10
  • تا ریگی به کفش نباشد انسان نگرانی ندارد، گفت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است واقعا اگر .....، بله یک وقتی می‌آییم می‌گوییم آقا نمی‌دانیم ما همین هستیم، لُری و همین طوری، بدون این که اصلا احساسی داشته باشیم، شما اصلا بگو، بگو. موارد ضعف را بگو موارد چیز را برای ما بگو ولی ما در مقام ادعا نیستیم. یک کسی از آقایان در تعریف بود در کتابش من می‌خواندم پارسال بود می‌خواندم داشت از یک بنده خدایی تعریف می‌کرد که در مدرسه‌ی مروی طهران آن بانی وقتی که آمده بود و می‌خواست کلنگ مدرسه را بزند مدرسه مال سابق بیش از صد سال پیش و این‌ها بود وقتی می‌خواست [کلنگ را] بزند همه‌ی آقایان را جمع کرده بود علمای طهران فرض کنید که ائمه جماعات، طلاب غیرطلاب کسبه تجار بازاری‌ها، همه را جمع کرده بود و خیلی مفصل، حالا شام یا نهار نمی‌دانم، می‌خواست کلنگ این‌جا را بزند، حالا کلنگ را دستش گرفته آمده در این وسط می‌خواهد بزند می‌گوید این کلنگ را کسی بر زمین باید بزند که از زمان بلوغش تا الان یک شب، نماز شبش فوت نشده باشد! تو غلط کردی یک همچنین حرفی می‌زنی بیخود کردی! تازه به عنوان تعریف [این آقا] نوشته بود و هیچ کس نیامد، آن‌گاه خودش کلنگ را زد! یعنی من! ببینید همه، من از هنگام .....، اگر من آن‌جا بودم می‌رفتم جلو می‌گفتم من حالا چه می‌گویی؟ حالا هیچی هم نخواندیم دو دفعه هم نخواندیم می‌گفتم من هستم، می‌گفت چی؟ قرآن بیاورید؟ برو پی کارت! تو یک کسی را می‌خواهی که خوانده، من اصلا می‌گویم از پنج سالگی خواندم که تو نخواندی، تو از موقع بلوغت من اصلا از پنج سالگی، این‌ها همه چیست آقا؟ بازی است بازی نفس است، نشان دادن! یعنی چه؟ کسی این کلنگ را باید بزند که از موقع بلوغ تا حالا نماز شبش ترک نشده باشد! یعنی چه؟ یک نماز شبت را هم قبول نکرده خدا، این کارها چیست؟ می‌خواهی به همه پز بدهی که من از بلوغ نماز شب خواندم؟ تو از بلوغ که نماز شب خواندی خدا بیدارت کرد و الا می‌گرفتی تا ظهر می‌خوابیدی این حرف‌ها چیست؟