
بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
فقره دعا :ادعوک یا ربِّ راهباً راغباً راجیاً خائفاً 1 خداوند متعال و ملائکه او به نیت و باطن افراد نظر کرده و آنها را مورد سوال و بازخواست قرار می دهند. 2 ذکرحکایتی از استاد طهرانی در ارتباط با عملکرد یکی از افراد در نماز جماعت آیت اللَه اراکی. 3 کیفیت اقامه نماز توسط مرحوم حداد و اولیاءالهی. 4 چه نمازی انسان را از ارتکاب فحشاء ومنکرات باز می دارد. 5 من تعمَّم ولم یتحنک فاَصابه داء لادواء له فلا یلومَنَّ الا نفسه. 6 کیفیت ضبط و ثبت و اشراف ملائکه نسبت به اعمال ونیات افراد. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در بیان یکی از مؤیدات مسئله وحدت وجود. 8 تزاحم وتنازع در عوالم مجرده وجود ندارد. 9 آنچه میزان ارزش واعتبار اعمال انسان در نزد پروردگار متعال می باشد تنها نیت وپشتوانه آن اعمال می باشد. 10 بیان کیفیت صحیح اقامۀ عبادات ازدیدگاه مکتب عرفان. 11 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند:امام علیه السلام برای این امام است که همه افراد را در هر مرتبه ای که خود قرار دارد ببرد واو امام است در همۀ مراتب ازلاً و ابداً. 12 افراد با حفظ میزان سعه وظرفیت وجودی خویش قابلیت ادراک حقیقت معنای مدرک توسط امام معصوم علیه السلام را دارند. 13 نگرانی امام سجاد علیه السلام در مناجات با پروردگار متعال از چه امری ناشی می شود. 14 بیان معنای رهبت درکلام امام سجاد علیه السلام.
بازنگه داشتن قلب در مواجهه با حق رمز و سرّ سلوک
17لذا همیشه انسان باید دریچهی قلب خود را نسبت به واقع صاف نگه دارد، باز، این طور. تا به او میگویند آقا شما فلان اشتباه را کردی ای داد بیداد حالا چکارش بکنیم؟ از یک طرف جواب آقا را نمیدانیم چه بدهیم؟ دیگر مسئله. از یک طرف نمیدانم خب ما کار کردیم مدتی جلو آمدیم نمیدانم جلوی افراد شخصیت پیدا کردیم موقعیت پیدا کردیم بیایند بگویند ا آقا اشتباه کرده، فلان آقا و یک آقایی که فرض کنید که من باب مثال خیلی هم چند صباحی نگذشته، حرف او درست بوده! حالا چه میگویند؟ آقای فلان آقای فلان! آقاجان این آقای فلان همه پفک است پفک چیست؟ همین چیزهایی که پف است حالا پفک یک چیز خوردنی است اصلا پف است. كسَرابٍ بِقِيعَةٍ يحْسَبُهُ الظَّمْآنُ النور، ٣٩ این حباب است حباب را روی آب دیدید؟ به این میگویند پف. تشت را آب میگیرید اینها که میآید رویش، این پف است. اصلا تمام اینها توخالی است همهی اینها هواست و این هواها شده خدا و این خدایان شده خدا آزار. این خدایان است که جلوی آن خدا را گرفته و نمیگذارد که بیاید داخل و این هواها است که همین .....، موقعیت من در میان افراد وضعیت من نسبت به بقیه و خصوصیت من، اینها همه، در حالی که اینها همه هواست و هوا یعنی چه؟ یعنی خدا و این خدا جلوی آن خدا را گرفته، میگوید یا جای من است یا جای تو؟ آن هم میگوید من غیورم آن سهم خودم را به شریکم میبخشم، همه مال آن خدا، مال آن خدایانی که در ذهنت آوردی رفیق یک خدا شریک یک خدا زن و بچه یک خدا همسایه یک خدا نمیدانم مراجعین یک خدا، اینها همه خدایان که آمدند جا باز کردند، قشنگ، پلاس پهن کردند چهار زانو حریم گذاشتند برای خودشان، ما از اینجا نمیرویم، آمدیم اینجا به یک زوری در قلب، تمام آن دریچههای قلب را زدیم و جارو کردیم و خدا را هم پرت کردیم بیرون، برود خودش در عرشش! نشستیم در اینجا و از اینجا در نمیرویم. اینها نمیگذارند که خدا بیاید، بستهاند، در را بستند. باید اینها را چکار کرد؟ باید اینها را یکی یکی بیرون کرد جلوی رفیق آبرویت رفت خب حالا یکدفعه برود، دفعه دوم که رفت، اول یک خورده آدم سرخ میشود سفید میشود فلان ولی خب بد نیست، دفعهی دوم میبیند نه! کمتر سرخ و سفید شد دفعهی سوم و دفعهی پنجم و ششم و دهم اصلا خودش یک چیزیاش میشود، میرسد به جایی که اگر از این قضایا اتفاق نیافتد هی منتظر است که ....، خب خدایا چه شده؟ از این چیزها نفرستادی از این مطالب نفرستادی.
