منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
12عارف میآید میگویند نه! بلند شو بیا، ذهنت را از این طرف و آن طرف ببر، فکر و توجهت را ببر و به آن نقطهای منعطف کن که آن نقطه میتواند درد تو را درمان کند آن نقطه میتواند دست تو را بگیرد و آن نقطه تو را از تفکرات جاهلانه و امیال شهوانی بیرون بیاورد، آن نقطه.
لذا امام علیه السلام میفرماید ادعوک یا رب راهبا راغبا با رغبت دارم به سوی تو میآیم. راجیا خائفا، با امید دارم میآیم رغبت دارم میل دارم. میل دارم به چه؟ به اینکه آنجا چه خبر است! امید فرق میکند با میل. انسان دو جنبه دارد یکی میل و شوق و یکی هم امید. میل نسبت به آن چیزی است که مورد التذاذ انسان است خیلی چیزها مورد التذاذ انسان است ولی گاهی اوقات دست انسان میرسد گاهی اوقات نمیرسد اگر نرسید فقط یک چیز هست و آن رغبت است بدون امید، فایدهای ندارد. ولی اگر انسان دسترسی داشته باشد امید هم هست. هم رغبت دارد به آنچه که مورد التذاذ است و هم امید به رسیدن دارد به وسائط و اینها امید دارد.
امام سجاد میفرماید من رغبت دارم به تو، مگر تو چه هستی؟ مگر تو که هستی؟ و چه داری؟ چه داری؟ آیا امید دارم به بهشت تو؟ به سیب و گلابی که در بهشت است؟ به حورالعین که در بهشت است؟ نه! اینها که مال افراد عادی است امید دارم به آنچه که در نزد تو است و نه چشمی دیده است و نه گوشی [شن] یده است. ولا خطر على قلب أحد، بر قلب و ضمیر هیچ کس حتی خطور نکرده است چرا خطور نکرده است؟ چون مرتبهاش از مرتبهی انسان بالاتر است آن مرتبه بالاتر است یعنی در نزد پروردگار مسائلی هست و نعماتی هست که از نقطهی نظر ابتهاج و لذت، اصلا قابل تصور نیست. ما که در این دنیا هستیم خب لذاتی که در اینجا هست اکل و غذا و شرب و فلان و این چیزها و تفریح و تفرج، اینها همه چیست؟ اینها مسائلی است که افراد با آن حشر و نشر دارند و سر و کار دارند. به خاطر همین هم خودشان را میکشند و تکه پاره میکنند، همین! رسیدن به لذات دنیوی. هیچ ما تا به حال فکر کردیم که خارج از محدودهی فکر ما و خارج از محدودهی احساس ما، مسائلی هست که اصلا ممکن است ماورای اینها باشد؟ یک همچنین فکری را کردیم یا نه؟ نه! فکر نکردیم. بله احتمال میدهیم، برای ما گفتند ما هم احتمال میدهیم ولی واقعا به جد به جدّ! دنبال این قضیه باشیم؟ نه! برای ما این قضیه ..... مگر اینکه خودمان را بیاندازیم در آن سیر و در آن مسیر.

