منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
8یک وقتی یک بنده خدایی نقل میکرد، خیلی وقت پیش یک [کسی] افطاری داده بود در ماه رمضان، منزلش چهار طبقه بود آن طبقهی بالای بالا یک عده خاص طبقهی سوم یک عده طبقهی دوم یک عده و طبقهی اول هم یک عده، که [هر] کدام از این افراد، طبق یک نظم و برنامه، گزینش شده به اصطلاح امروزی، ما هم از این اصطلاحات امروزی به کار ببریم نگویند چیزی بلد نیستند، گزینش شده، بعضیها را من واقعا وقتی که روزنامه میخوانم یا چیزی، اصلا نمیفهمم، اصلا نمیفهمم این عبارت یعنی چه! لغاتی که به کار میبرند. هر کدام را در جای خود [ش]، هیچ کدام در طبقهی دیگری نباید برود! ولی امام رضا علیه السلام هم افطاری میداد، افطاری میداد، اول کس [انی] را که صدا میکرد [ند] غلامان بودند، میفرمودند غلامان همه آمدند؟ حتی میفرمودند آن کسی که اسطبل را دارد (طویلهدار) آمد یا نه؟ میرفتند نگاه میکردند، آقا بلند شو بیا امام منتظر تو است! آنها را اول صدا میکردند مینشاندند بعد میگفتند افراد دیگر حالا بیایند. آن هم یک افطاری بود. یک افطاری آنها این هم یک افطاری. مرحوم آقا وقتی که سفره میانداختند ظهر یادم است در منزل ایشان بنایی بود کارگر و بنا و اینها همه کار میکردند از همه قسم به من میگفتند به خود من آنها را صدا کن بیایند، سر سفره که نشستند بعد به من بگو بیایم، ما همهی اینها را صدا میکردیم میآمدند مینشستند بعد میگفتیم آقا همه آمدند، میگفتند بسیار خب، خودشان عبا میانداختند روی دوششان و با همین لباس [منزل] میآمدند مینشستند.
این روش چیست؟ [در] این روش معلوم است که حساب فرق میکند، حساب اینجا تفاوت میکند کتاب فرق میکند قانون در اینجا فرق میکند. فکر و نظر در اینجا فرق میکند حساب و کتاب در اینجا جور دیگر است. امام سجاد علیه السلام میفرمایند که اگر میخواهی در این دنیا درِ خانهای بروی درِ خانهای برو که قانونش این است نه قانونش آن است، درِ کدام خانه؟ کدام خانه؟ بناگوشت شد از پنبه کفن پوش هنوز این پنبه بیرون ناری از گوش تمام شد، عمرمان گذشت. تا کی این در و آن در برویم؟ تا کی چشممان به این طرف و آن طرف باشد؟ افرادی مثل خودمان، هزار و یک بدبختی دارند مثل بدبختی خودمان، هزار و یک گرفتاری دارند گرچه خیال میکنند که ندارند، از ما گرفتاریشان بیشتر است، مطمئن باشید. ببینید شما راحتتر میخوابید یا بقیه؟ شما فکر و خیالتان کمتر است یا بقیه؟ شما با آرامشتر زندگی میکنید یا بقیه؟ دائما این کار را بکنید آن کار را بکنید اینجا را بزنید اینجا را بزنید پشت سر این حرف بزنید پشت سر آن حرف بزنید هی هی هی همین طور، این این این. نه! سرتان را میگذارید روی رختخواب بعد از دو دقیقه هم صدا میرود هوا، صدای استراحت. من اسمش را گذاشتم صدای استراحت، صدای استراحتی که مانع استراحت بقیه است! صدای استراحتی [که] دیگران را نمیگذارد بخوابند [ولی] خودش تخت!

