منشا رغبت و نگرانی امام سجاد علیه السلام از خداوند متعال
9این مال چیست؟ مال بیخیالی است. راحت است. نه میخواهد نقشه بکشد نه میخواهد برای کسی بزند، نه میخواهد خلاصه این را به جان آن بیاندازد آن را چکار کند، دنیایش را این جوری نمیخواهد، میخواهد راحت باشد، دو کلام یاد بگیرد از امام علیه السلام و به آن عمل کند. این آدم راحتتر است در این دنیا یا آنهایی که خیال میکنند .....؟ چه و چه و بیا و برو و بالا و پایین و یک قضیه آن طرف دنیا اتفاق میافتد خوشحال میشوند دوباره یک خبر بد میآید اخمها میرود هشت میشود، دوباره نمیدانم دو روز دیگر یک قضیه یک چیزی در فلان روزنامه نوشتند میگوید عجب عجب! همین طوری هشت میشود هفت میشود میرود بالا میآید پایین! این چیست؟ این به خاطر چیست؟ این به خاطر این است که دائما در این افکار [است] زندگیش همین شده، عمرش همین شده. عرفان میآید و انسان را از این هفت و هشت شدن درمیآورد، میآید راحت نگه میدارد انسان را، همیشه منبسط نگه میدارد. درد ما را درد دیگری قرار میدهد و درمانش را در جای دیگری قرار میدهد. دیگر درد درد این که روی این کرسی و آن کرسی و آن مجلس بنشینم نیست درد دیگر درد رفتن به این ریاست و آن ریاست نیست. اینها درد است ولی این درد برای یک عده است. درد دیگر رسیدن به این مال و منال نیست درد دیگر از دست دادن جاه و حیثیت نیست درد اینها نیست. درد چیست؟ درد میشود درد خدا، درد میشود بیچارگی، درد میشود فقر، درد میشود خَلَئ درد میشود نقصان، فقدان، نرسیدن. درد میشود درد چه؟ درد اولیا، درد میشود درد مولانا، درد حافظ، درد هجران درد ....! اینها میشود درد، هان؟ چقدر فرق است بین این درد و آن دردها؟ فرق از زمین تا آسمان! از زمین تا آسمان چیست؟ زمین تا آسمان که مسافتش محدود است. درد میشود به اضافهی بینهایت و منهای بینهایت، این درد است. آن درد میشود درد خدا، درد عبودیت، درد مسکنت، درد بیچارگی و درد دور ماندن از موطن اصلی، نه دنیا.

