اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال

14501
سال 1429
جلسات
نسخه عربی

علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال

16
  • وقتی امیرالمومنین آمد با آن‌ها صحبت کرد آن‌هایی که در سر آن‌ها گچ نبود چکار کردند؟ حرف را پذیرفتند هشت هزار نفر برمی‌گردند. چهار هزار نفر می‌مانند! بابا تو هم که شنیدی چرا این برگشت تو برنگشتی؟ پس تو مریضی تو مریضی! همین حرف را هم تو شنیدی هم این، همین مطالب را هم شما شنیدید هم او، دوازده هزار نفرید دیگر، چهار هزار نفر گفتند الّا باللَه همین که می‌گوییم غیر از این هم هیچ کاری نمی‌کنیم، یا باید تسلیم بشود علی یا فلان شود! حضرت گفتند خیلی خب! حالا که این طور است پس بروید بجنگید، رفتم صبحت کردم نصحیت کردم آثارش را هم دیدید، هشت هزار نفر برگشتند، دیدید آثارش را، پس این چهار هزارتا چه هستند؟ این‌ها مریض هستند. این هشت هزارتا مریض نبودند، خب اتفاق می‌افتد.

  • حالا گیرم بر این‌که در این لشگر عمر سعد بعضی‌ها هستند مثل همان نهروان، هنوز مطلب برای ایشان روشن نیست، اطلاعات غلط به ایشان داده شده، مسائل غلط. خب این جریانی را که می‌بینند که حرمله می‌آید با تیر می‌زند و قصدش هم امام حسین نیست گاهی اوقات تیر قصد امام حسین است می‌خورد به این، نه! نشانه گیری بود ماهر، تیراندازی بود بسیار ماهر و همان کسی بود که حتی به چشم‌های حضرت ابوالفضل هم این تیر زد تیرانداز ماهری بود در نشانه گیری. خب این قضیه را که این‌ها می‌بینند اگر در قلبشان مرض نباشد خب نباید برگردند؟ بگویند این چه جنگی است؟ این چه جنگی است در یک طرفش دارند بچه‌ی شیرخوار اصلا مال امام حسین هم نیست مال یک آدم معمولی است، یک بچه‌ی معمولی یک طفل معمولی، یک طفل رضیع اصلا کی گفته که مال سیدالشهدا؟ نه یک طفل رضیع! این چه جنگی است؟ این چه مقابله‌ای است؟ این چه حربی است؟ این چه تقابلی است که در یک طرف باید طفل رضیع این طور پرپر بشود؟ پس معلوم می‌شود یک جای قضیه در این‌جا خراب است! خدا در این‌جا اتفاقا این قضیه‌ی عبداللَه رضیع را آورد تا این‌که حجت را بر همه تمام کند، یعنی کسی دیگر نتواند حرف بزند.