علت نگرانی امام سجاد علیه السلام ازخواندن خداوند متعال
9حالا برای تو چیزهای دیگر میفرستیم حالا آنهایی که برای تو میفرستیم دیگر آن صفا و نورانیت و بهاء مقتضای مقام ربوبی ما را ندارد. میآید مطالب در ذهن تو، قاطی است. آن بهاء اول را ندارد آن موقعیت اول را ندارد تو آمدی خیانت کردی خیال کردی که همین کار را بکنیم میگذرد، بعدش دیگر درست میشود، نه! ما بر آن میزانی که تو آمدی و به آن واقعیت و صداقت ما اعتنا نکردی، مای خدا مای ملائکه مای مدبرات امر مای ملائکهای که اینها واسطهی برای نزول علم هستند از اسم علیم به نفس تو و حقایق را برای تو میآوردند تا به تو تنبیه یاد بدهند و به تو تذکر بدهند و به تو از این قضایایی که واقع شده، برای تو عبرت ایجاد کنند تا زندگی خودت را و حیات خودت را به غفلت نگذرانی، تو به تمام این دستگاه خیانت کردی! این واقعیت و این حقیقتی را که ما بر سر راه تو قرار دادیم برای اینکه توی بدبخت ببینی و عبرت بگیری حالا آمدی در کتابت عوضی نوشتی! تغییرش دادی! ما این حقیقت را که الان در ذهن تو جای دارد به توسط فلان رفیقت به توسط فلان شخص به توسط فلان غریبه، آوردیم او را، مسیرش را عوض کردیم و خیال آمدن به منزل تو را در کلهی او انداختیم که بیاید در منزل تو و صحبت کند و در ضمن صحبتها، این قضیه را به تو بگوید همهی اینها به خاطر این بود که تو روشن بشوی حالا آمدی خیانت کردی، این قضیه را در کتابت عمدا نیاوردی که چی؟ به فلان جا برمیخورد؟ به فلانی برمیخورد؟ پس تمام کارهای ما را تو باطل کردی تمام زحماتی که ملائکهی ما کشیدند برای اینکه به تو تنبیه بدهند تذکر بدهند، تو تمام آنها را هوا دادی تو تمام آنها را لغو کردی پس تو به نظام ما خیانت کردی با نوشتن این کتابت، به دستگاه ما خیانت کردی با نوشتن این کتابت!

