دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن
17ما که آمدیم بیرون در همان کوچهای که حرکت میکردیم مرحوم آقا رو کردند به من، آهسته فرمودند که این چه تعریفی است که ما راجع به علامهی طباطبایی باید بکنیم؟ آن زمان علامهی طباطبایی حیات داشتند، زمان زمان سابق بود همان زمان شاه، این قضیه آن زمان اتفاق افتاد، در آن موقع سن من در حدود هفده هجده سالگی بوده که بیان میکنم، علامهی طباطبایی اصلا از ترک اولی و این حرفها گذشته بود، ترک اولی کجا و علامهی طباطبایی کجا؟ این تعبیر تعبیری نیست که انسان بخواهد با آن یک همچنین شخصی را مورد مدح و منقبت قرار بدهد. ببینید اصلا در یک همچنین وضعیتی، ایشان میگویند که اصلا صحبت از یک همچنین ترک اولایی اصلا این برای افراد بزرگان است و علامهی طباطبایی از این مراتب اصلا بالاتر است، آن وقت جایی که والد ما اتصاف به ترک اولی را زیبندهی علامهی طباطبایی نمیداند امام معصوم و مطهر بالاطلاق و مرتبهی عصمت کاملهی مطلقه، آن امام معصوم چی کار کرده که آخر میگوید اذا رایت مولای ذنوبی فزعت؟ مولای من، اگر من نظر به گناهانم بکنم به وحشت میافتم و همینطور میگوید و اشک از چشمانش سرازیر میشود، نه اینکه پشت دوربین گریه کند، نه آقاجان! آن زمان دوربین نبود، آن زمان از این ضبطها و از این حرفها نبود، امام سجاد این گریهها را در خلوت و ظلمتهای شب، تنها میکرد، و کسی نمیشنید. این چه حالتی برای امام علیه السلام باید باشد، فردی که جایی مثل علامهی طباطبایی نباید او را متصف به ترک اولی کرد! آن وقت امام علیه السلام به این نحو بخواهد بگوید که خدایا وقتی که من نگاه به ذنوبم بکنم رعشه در اندامم میافتد، معنای فزعتُ این بود دیگر، نه اینکه میترسم نه اینکه نگران هستم، رعشه بر اندامم میافتد، وقتی که ببینم چه گناهانی از من سر زده، و اذا رایت کرمک طمعت، و وقتی در مقابل، چشمم به کرم تو بیفتد یک مرتبه حالت انبساط در من پیدا میشود، حالت ابتهاج پیدا میشود، آخ راحت شدم، ای وای خدایا اگر این کرم تو نبود من چه میکردم؟ و با چه وضعیتی برخورد میکردم؟

