دعوت قرآن از انسان به متابعت از أحسن
13و من در اینجا مطالبی از بزرگان سراغ دارم که هنوز نگفتم و هنوز شرایط گفتنش حاصل نشده است که چه در آن عوالم غیب میگذرد و چه مسائلی وجود دارد، چه مطالبی وجود دارد، یک دفعه آدم نگاه میکند ا ا عجب! این آقا که اینقدر ادعای قدس و تقوا و ظاهر و کذا و کذا داشت که ما به سرش قسم میخوردیم! به سرش قسم میخوردیم، نمیدانم اصلا او را تالی تلو عصمت ...! یک قضیه بگویم به شما، شنیدم از مرحوم در همین کتاب اخیری که احتمالا شاید تا مدتی دیگر خدمت رفقا برسد ذکر کردم خودم شنیدم از مرحوم آیت اللَه شهید، خدا رحمتشان کند خیلی مرد خوبی بود، مرحوم آقای مطهری رحمت اللَه علیه، در یکی از آن جلساتی که ایشان منزل مرحوم والد میآمدند، خدا بیامرزد ایشان را، من نشسته بودم در آنجا، خودم شنیدم از ایشان که ایشان نقل میکردند از مرحوم آیت اللَه آقای آسید احمد خوانساری که بسیار مرد بزرگی بود، همین مرحوم آقای خوانساری رحمت اللَه علیه از مراجع بزرگ و در طهران بود ایشان، در همان مسجد بازار طهران نماز میخواند و بسیار مرد باتقوایی بود و بسیار بسیار مرد باتقوایی بود، عبارتی که من یکی از این جلسات که خدمت مرحوم آقای خوانساری رسیدم این بود که ایشان به من فرمودند والد معظم شما از مفاخر عالم تشیع است، این عبارت یک مرجع تقلید مثل مرحوم آیت اللَه خوانساری بود که یک مسئلهای پیش آمده بود که بنده با ایشان صحبت میکردم، در واقع یک بحث فقهی بود که انجام دادم و بعد ایشان خیلی مبتهج شده بودند از این مطلب، برایشان خیلی تازگی داشت گفتند شما این را از کجا؟ گفتم من این را از ایشان استفاده کردم و از مطالب ایشان، بعد ایشان این مطلب را فرمودند.
مرحوم آقای مطهری رحمة اللَه علیه فرمودند من شنیدم از مرحوم آسید احمد خوانساری آن موقع هنوز [آقای خوانساری] حیات داشتند، آقای خوانساری بعد از انقلاب فوت کردند چند سال پیش بود که به رحمت خدا رفتند که یکی از افراد و اعاظمی که ما او را تالی تلو معصوم میدانستیم، بنده این را در این کتاب نیاوردم تالی تلو را، ولی در اینجا میگویم به شما، ما او را تالی تلو معصوم میدانستیم، این فرد را مرحوم آیت اللَه آقا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رحمة اللَه علیه که چشم برزخی او باز بود و افراد را به صورت برزخی میدید، مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودکی که خیلی احوالاتش معروف است و کتاب هم از ایشان نوشته شده، مرحوم آیت اللَه آقا شیخ حسنعلی نخودکی به ما میفرمود من این را به شکل خوک میبینم.

