سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
10در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر عافیت را با نظربازی، نظر بازی یعنی به زیارت دلدار رفتن، زیارت دلدار رفتن و جمال یار را دیدن و در تحت تکلیف و تربیت استاد قرار گرفتن این معنا معنای نظربازی در شعر حافظ شیراز است نظرباز به کسی میگویند که به دنبال اطاعت از تکلیف دائما تحت توجه نفحات و الطاف از عالم قدس و عالم ملکوت است به واسطه تربیت نفس و به واسطه تزکیه نفس انسان در تحت این نفحات قرار میگیرد خوب تکلیف که همه اش بر سر سفره برنج زعفرانی نیست تکلیف در همه جا هست و در هر جا یک اقتضایی میکند، در یک جا تکلیف تکلیفی است که انسان باید عمل کند نسبت به مسائل خانوادگی باید اعمال کند نسبت به مسائل خویشاوندی باید اعمال کند از انسان دلخور میشوند، از انسان متأثر میشوند، بشوند چه اشکال دارد اگر قرار بر این است که انسان به دنبال حق برود، خُب باید برود از انسان دلخور میشوند خُب بشوند ناراحت میشوند بشوند شریک از انسان ناراحت میشود اگر شما این کار را انجام بدهی معامله، معامله خلاف خواهد بود شریک میگوید اگر بخواهی این کار را بکنی من میروم میگوید برو من معامله خلاف نمیتوانم بکنم معامله خلاف شرع نمیتوانم انجام بدهم شرکت به هم میخورد بخورد، نباید انسان به دنبال این باشد که برای این که شریک را نگه دارد حالا چشمش را ببندد که خوب مسئولیتش با او است نه با من، نخیر باید شرکت را به هم بزند گرچه ضرر بکند خوب بکند انسان که نیامده که کسب و کار بکند که همه اش نفع ببرد ربح ببرد خوب انسان باید کسب و کار انجام بدهد ولو ضرر بکند خوب بکند ضرر بکند هیچ کس نگفته که در کسب و کار و در معاملات انسان باید نفع را مد نظر قرار بگیرد و غیر از او نه، خداوند فرموده برای کسب روزی انسان باید کار انجام بدهد باید تنبلی نکند انسان به دنبال کسب معیشت برود و در راه خدا الکادُّ عَلى عِیالِهِ کالمُجَاهِدِ فِى سَبِیلِ اللَه1 رفت و بنابراین در این یک قضیه ورشکست شد در یک مسئله ضرر کرد در یک جا دید قول داده و معامله معامله قطعی است یک مرتبه یک قانون آمد از این قانون هایی که روزی ده تا میآید صبح یک قانون ظهر یک قانون شب یک قانون نیمه شب هم داره میآید از اینها یک دفعه فلان جنسی که قیمتش این قدر است قیمتش آمد پایین قول داده جنس را بفروشد الان اگر بخواهد برود یک سوم آن را هم نمیتواند بخرد باید تمام جنس را دربست به مشتری تحویل بدهد، باید بدهد خودش میداند مشتری که آیا برگرداند و یا برنگرداند، بگوید من به تو فروختم که البته در آن جایی که خیار نباشد یعنی القاءِ اسقاطِ کافه خیارات شده باشد حتی خیار غبن گرچه بعضیها در خیار غبن قائل به اسقاط او نیستندحتی اگر اسقاط هم بشود قائل به ثبوت خیار غبن نیستند ولیکن در غیار غبن هم مسئله همین طور است و فرقی نمی کند. در صورتی که اسقاطِ کافه خیارات شده باشد میگوید بفرمایید آقا این مال شماست اما بنده ضرر کردم به این دلیل، بخواهم بروم یک سوم این را هم نمیدهند خودت میدانی میخواهی ببری، بِبَر، بفرما.
- كافى جلد ٥ صفحه ٨٨

