سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
16در مکتب عرفان ما این مطالب را نداریم در مکتب عرفان آبروی مومن بردن را ما نداریم در مکتب عرفان حفظ آبروی مومن بر همه چیز مقدم است درست این مسئله است.
امام علیهالسّلام این حالتی که دارد این جنبه ای که دارد خدمت رفقا عرض شد یا جنبه جنبهای است که واقعی نیست کلماتی که گفته میشود این کلمات، مقصود، بیان واقع و حقیقت واقع نیست بیان یک مطلب مجازی است مثلا حضرت که میفرماید اذا رأیت مولای ذنوبی فزعت یعنی وقتی که به آن جنبه ذنوب یعنی همان حالت عدم توجه و التفات به کثرات از این توجیهات و منظور از فزع هم معنایش معنای نگرانی و ناراحت شدن و ملالت است خوب اگر این است پس بنابراین و اذا رأیت کرمک طمعت آن هم باید همین باشد کرم هم منظور بایستی همین فقط یک لطف و ظاهر و طمع هم که خوب باید تمایل و اینها بدون اینکه جنبه واقعی داشته باشد خوب این که اصلا معنا ندارد اثبات اراده غیر موضوع له و حقیقت از کلام متکلم بدون قرینه مُتیقَنه صارفه این جایز نیست که انسان کلام متکلم را بدون وجود قرینه متیقنه یعنی قرینه یقینی بر عدم اراده آن معنای حقیقی و مراد حقیقی باشد این جایز نیست که انسان کلام متکلم را امام سجاد علیهالسّلام را به غیر از این حمل کند خوب چه قرینه ای است ممکن است شما میگویید قرینه خوب ذنب دیگر، ذنب بالاتر از این، ذنب یعنی گناه امام سجاد گناه میکند؟ معنا دارد بگوییم امام سجاد گناه میکند؟ امام که گناه نمیکند وقتی که امام گناه نکرد پس بنابراین اگر امام فرمود که اذا رأیت مولای ذنوبی وقتی که من به گناهان خودم نگاه میکنم و وحشت مرا فرا میگیرد پس بنابراین خلاف معنای حقیقی قصد کرده و مراد ا مام چیز دیگر است مراد امام توجه به کثرات است مثلا فرض کنید رسول اللَه هم این چنین مطالبی میفرمود که همان ارتباط با مردم و عدم ارتکاز تمام عیار و صد درصدی به مقام ربوبی آن موجب یک نوع نقاری میشود و غباری میشود که آن غبار به واسطه استغفار مرتفع میشود که حضرت میفرمود: انَّهُ لَیغَانُ عَلَى قَلبِى وَ انِّى لَاستَغفِرُاللَه فِى کلِّ یومٍ سَبعِینَ مَرَّة1 و گاه گاهی پیدا میشود که قلب من غباری میگیرد لیغان یعنی یک پرده این یک غباری بر قلب من مینشیند و من هر روز هفتاد مرتبه استغفار میکنم استغفار فقط مال ما نیست رسول خدا هم استغفار میکرد اما بین استغفار ما و رسول خدا به اندازه ما تا رسول خدا فاصله است. آن استغفاری که ما میکنیم تا آن استغفاری که ما میکنیم این لیغان علی قلبی یک غباری میگیرد یک پرده ای میگیرد یک جرم غبار به معنای جِرم، این جرم به واسطه چه پیدا میشود همین به واسطه سر و کله زدن با ابی بکر و عمر و عبدالرحمن عوف و افرادی که میآیند در آنجا و هر کدام برای خودشان خواسته و حاجتی دارند آن پیغمبر که باید آن زبان حال را خواجه شیراز میفرماید:
- مستدرك الوسايل جلد ٥ صفحه ٣٢٠ و بحار الانوار جلد ١٧ صفحه ٤٤ باب ١٥

