سیروسلوک یعنی تطبیق برنامۀ زندگی براساس دستورات اولیاء الهی
17من که ملول گشتمیاز نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمیمیکشم از برای تو حالا این پیغمبر بایستی که بیاید و با این افراد بنشیند و صحبت بکند و معلوم است که اینها داعی و مقصد و هدفشان چیست و میآید بیان میکند ولی گرچه اینجا در مقام تکلیف است و باید این کار را انجام دهد ولی همین مقدار که با آنها دارد در صفات دارد با آنها کلنجار میرود در حالتی که ذات او باید با ذات مرتبط باشد این توجه از ذات به صفات و آثار صفات این لیغان علی قلبی ایجاد میکند این مسئله و انی لاستغفر اللَه میمیآیم هفتاد مرتبه استغفار میکنم لذا وقتی که موقع نماز ظهر میشد ارحنی بلال کجاست بیاید برود بالای مأذنه و ما را راحت کند ارحنی یا بلال من را خلاص کن من را راحت کن از اشتغال به صفات و آثار صفات مرا متوجه ذات کن و وقتی که صدای اللَه اکبر میآمد روح پیغمبر از بدنش به آسمان میرفت میدید هان دیگر این و آن نمیتوانند بیایند حرف بزند آخ راحت شدیم و صف تشکیل میدهند و صف تشکیل میدهند و مائیم و آن کسی که باید با او حال کنیم مائیم و با آن کسی که دیگر نمیتواند کسی بین ما و او مانع شود دیگر ما میمانیم دیگر خجالت میکشند و نمیآیند جلو با پیغمبر سر نماز حرف بزنند اینجاست که میگوید ارحنی یعنی واقعا پیغمبر آدم بخواهد فکر بکند به این قضیه که پیغمبر چه حالی دارد چه حالی دارد من در یک مجلسی بودم که در آن مجلس اعاظم از علمای طراز اول بودند اعاظم از آنها بودند غیر از دو سه تای از آنها که اول وقت رفتند در مغرب نماز مغرب و عشا را خواندند ما هم در بالکنی رفتیم خواندیم حدود هفده هجده نفر تا اواخر شب صبحت کردند تا اواخر شب یعنی فرض کنید که نیم ساعت مانده بود که نماز مغرب قضا شود که به اصطلاح بلند شدند و رفتند وضو گرفتند و نماز خواندند که اگر آن هم تا خانه بروند نمازشان قضا میشود گرفتند صحبت کردند آن ارحنی یا بلال کجا این کجا این مسئله کجا میدانید فرق چیست؟

