تبیین معنای ثواب و گناه
10بله وقتی که این عمل تعلق میگیرد به مکلّف به لحاظ نیتی که مکلّف در این جا دارد این عمل متّصف میشود به یکی از اوصاف خمسه، همین شرب خمر اگر به قصد تفنّن باشد و به قصد عیش و نوش باشد و به قصد لهو و لعب باشد و به قصد وارد شدن در عالم بهیمیت و حیوانیت واینها باشد این شرب خمر میشود حرام، طور؟ کاری که همه به خاطر همین انجام میدهند، اغلب شرب خمر، برای همین است. لهو و لعب و همین مسائل و اینها، حالا اگر همین شرب به قصد لهو و لعب نباشد، به قصد دارو باشد، بیماری است که باید یک مقداری برای این، خمر یا الکل باید استفاده شود، و هیچ داروی دیگری جایگزین این نخواهد بود، یا اینکه انسان دارویی میخواهد بخورد که برای حلّالیت آن نیازی به مقداری از الکل دارد و بدون او نمیشود و بدون آن دارو، هم انسان نمیتواند معالجه کند، و داروی دیگری جایگزین آن دارو نمیتواند بکند، در این جا این الکل خوردن اشکال دارد، نه دیگر اشکال ندارد، این الکل و این خمر برای دارو، که چیز دیگری جایگزین او نمیتواند باشد، با فرض این خصوصیت، ایراد ندارد و خداوند هم عقاب نمیکند یا اینکه انسان در یک موقعیتی قرار میگیرد و از دست میرود و هیچ مایعی ندارد، مثل موارد اضطرار است که احکام ثانوی به آنها تعلق میگیرد. البّته بنده احکام ثانوی را قبول ندارم. حکم، حکم اولی است ولی مصادیق متفاوتی دارد، حکم روی موضوع به لحاظ آن غرضی! که بر آن تعلق دارد به آن لحاظ میرود، حالا این بحثها بحثهای اصولی است در یک موقعیتی قرار میگیرد که در آن موقعی چارهای ندارد که شرب خمر است چیز نجسی است، این آب نجس است، ولی حیات انسان به آن بستگی دارد، نه تنها خوردن آب نجس و متنجس حرام نیست، بلکه واجب میشود! اگر شما آب را نخوردید و تلف شدید، قتل نفس محترمه در این جا مرتکب شدید، و خداوند شما را عقاب خواهد کرد. چرا به واسطه این ماء شما از خودتان دفع ضرر نکردید و به هلاکت افتادید؟

