تبیین معنای ثواب و گناه
12این عملی که انجام داده واقعاً زنا بوده یا نه؟ بوده دیگر، تعریف زنا چیست؟! زنا عبارت است از انجام این عمل در غیر از موردی که شرع نسبت به آن اجازه داده است، در این جا هم همین طور است زنی بوده این طور، با این کیفیتف خوب عمل خلاف از او سر زده، اینی که میگوییم عمل خلاف طبع قضیه نشان میدهد که خلاف است ولکن با این که این انجام داده این عمل برای این زن اصلًا حکم ندارد. خب چه فرقی با بقیه میکند؟! حالا این عمل را انجام میدهد از روی شعور و اختیار شما میروی حدّ میزنی و سنگسار میکنی، و باید هم سنگسار کنی در صورتی که شرایط خاص خودش را داشته باشد! در اسلام سنگسار هم است و مسلّم است که واجب است سنگسار بشود، آن فرد خلافکاری که مرتکب این خلاف شده، همین عمل را با همین خصوصیت فرد دیگری انجام میدهد به او میگویند برو پی کارت، کاری به تو نداریم این که یکی شد، این را میگویند حسن فاعلی، یعنی خود فعل فی حد نفسه نه حسن دارد و نه قبح، یک عمل خارجی است، یک عمل خارجی نه میشود گفت خوب، نه میشود گفت بد، همین عمل در ظرف عقل باشد. دقّت بفرمایید یعنی: فرد انجام دهنده عاقل باشد اراده عقل، معرفت و فهم و شعور داشته باشد.
در بعضی از اوقات میشود که انسان عقل دارد منتهی خوب مسئله بر او خلاف میشود، مشتبه میشود، بر او مسئله مشتبه میشود، اتّفاق افتاده، یعنی داشته اتّفاق میافتاده، نه این که اتّفاق افتاده، نزدیک بود اتّفاق بیافتد. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یک قضیهای نقل میکند، از این مسائل زیاد بوده من خودم یک وقتی یکی دو تا از افراد، اشخاص از افراد به اصطلاح فضلا بودند، در همین قم هم بودند، اینها توأمین بودند، دوقلو بودند به اصطلاح و چنان مانند هم بودند چنان مانند هم بودند، که حتی پدر و مادرشان اینها را تشخیص نمیدادند، مادر این را شیر میداد و دفعه دوّم دوباره همان را میداد، آن داره عر و عور میکند و مادر دفعه سوّم دوباره به او شیر میدهد، او از گرسنگی دارد، میگوید من تازه به او شیر دادم، یک دفعه اینها بزرگ شده بودند شخصی تعریف میکرد و میگفت که یکی از همین به اصطلاح افراد، اسم نمیبرم یکی از همین افراد، داشته با همین مینی بوسها از این، چون هر دوی اینها به رحمت خدا رفتند، هر دو فوت کردند، از این مینی بوسها داشته از اراک به سمت قم میآمده، زمان شاه راننده موسیقی باز میکند دلنگ و دولونگ و فلان و این حرفها، این اعتراض میکند و این گوش نمیکند و میگوید، اگر نمیخواهی پیاده شو، خیلی راحت میگوید پیاده شو، بعد این پیاده میشود. این بنده خدا سید اولاد پیامبر پیاده میشود و همین طوری او هم ماشینی، پیاده میکند و وسط راه و بیابان، میآید قم، این برادر دیگر داشته در قم راه میافته، میبینه یک کسی آمد معذرت خواستن و بوسیدن و هی دست کشیدن که آقا معذرت میخواهم، من عذر میخواهم آقا ما را حلال کنید ما را ببخشید بعد این میگوید چه شده؟! میگوید ما به شما جسارت کردیم، از ماشین پیاده کردیم. نیامدیم چنان تصادفی کردیم که دیگر ماشین، و خدا رحم کرده به ما و چند نفر مجروح شدند از افرادی که هی کمک میکردند راننده را، روشن کن، بیخود میگوید.

