تبیین معنای ثواب و گناه
13و پیاده کن و از آنها همه کلّهها، درب و داغون و شکسته، و آمدیم و عذر خواهی میکنیم گفت بسیار خوب و فهمید و دوریالیش افتاد که برادرش بوده و گفت توبه کن و دیگر از این کارها نکن که خدا گاهی اوقات این جوری میکند و حواست جمع باشد. خلاصه دست آقا را بوسید و با عزت و احترام خداحافظی میکند فرداش برادر را دید، بگو ببینم که چه شد چند روز پیش از اراک میآمدی، تو را پیاده کرد معذرت خواهی از من کرد و دست من را بوسید و از من عذرخواهی کرد، گفت آره جریان این طوری بوده، گاهی از اوقات میبینی یک دفعه جریان این جوری هم شد و این پیاده کرده ولی وقتی میبینی علی کل حال در یک وقتهایی اشتباهات دیگری رخ میدهد و مسائل دیگری یا میخواسته رخ بدهد حالا ما سربسته و دربسته بگذریم از این حرفها و اینها. حالا فرض کنید که هم چیز بوده هم عاقل بوده و عالم بوده و در خیلی از مسائلی که اتّفاق میافتد به علم و عقل کاری ندارد، یعنی به خطا و اشتباهات واینها مربوط میشود نه اینکه عقل دخالت داشته باشد آن چه ملاک برای این قضیه است، ادراک واقع و ادراک موضوع باتمام جوانب حسن و قبح آن و ارتکاب و عدم ارتکاب آن است، آن ملاک میشود.
لذا شما میبینید در یک جا یک عمل انجام میدهی از یک دیدگاه میشود درست، از یک دیدگاه فرض کنید که خلاف. یک عمل است شما یک عمل انجام میدهید و آن یک عمل در شرایط مختلف ممکن است که دیدگاههای مختلفی داشته باشد، بنابراین آن چه که ملاک برای گناه است خود آن عمل خارجی گناه نیست، آن نیت و آن آمادگی و آن تسلیم انسان است برای انجام دادن این عمل، گناه چه اینکه انسان عمل گناه را انجام بدهد، یا انجام ندهد!! یعنی آن فعل خارجی از او سربزند، یا سر نزد اگر شما بخواهی یک عمل حرامیانجام بدهی، من باب مثال این لیوانی که الان در دست من است، لیوان آب است اگر این شخصی آمد و تصوّر کرد که این لیوان فرض کنید که مایع نجسی است یک مایع حرامی است و به قصد شرب، آن مایع، حرام آمد این آب را خورد با این که در واقع آب خورده، با این که در واقع آب خورده! چون به آن قصد بوده حکم انجام عمل حرام را، صد در صد، نه نود و نه درصد، صد در صد، حکم عمل حرام را در نامه اعمال او مینویسند و در روز قیامت وقتی که نامه اعمالش را باز میکند، میبینند شما در شب چند شنبه، در روز فلان، در ساعت فلان شما این عمل حرام را انجام دادی! نگاه میبیند درست است چرا به خدا اعتراض نمیکند که من آب خورده بودم؟! فرداش فهمیدم آب بوده خیال میکردم یک صفایی میکنم و چی چی، بعد معلوم میشد که این اصلًا آب بوده و نمیدانم چه بوده، خدا میگوید صفا بی صفا تو نیتت، نیت خوردن آن عمل حرام بوده، آن فعل حرام بوده، الان در پروندهات نوشتیم، بفرمایید و این هم میبیند. درست است آن کدورت و آن ظلمتی که بر عمل حرام مترتّب است، آن کدورت و آن ظلمت عیناً بر این مترتّب خواهد شد. یعنی وقتی که شخص این عمل حرام را به قصد انجام دادن حرام بخورد، یک مرتبه قلبش سیاه میشود سیاه میشود سیاه میشود، کدر میشود، ظلمت او را میگیرد، حالا خدا بزرگ است تا هر جایی که دیگر این حالا برگردد. توفیق الهی شامل حال او شود، لطف خدا شامل حال او شود.

