تبیین معنای ثواب و گناه
14این مسئله هست و مقابلش هم همین طور است یک شخصی میخواهد بیاید فرض کنید که من باب مثال عمل خیری انجام دهد، یک مرتبه یک جور دیگری از آب در میآید یک قسم دیگری از آب در میآید، این برای او گناه نمینویسند بلکه برای او خیر مینویسند، میخواهد یباید یک فردی که معاند خدا است و معاند دین است و شخص مهدور الدم است و باید به قتل برسد او را میآید از بین میبرد و تصوّر میکند که این همان است و خودش را حتی به خطر میاندازد و او را از بین میبرد، یک دفعه فردا صبح میبینید این پسرعمویش بوده، عجب این فرض کنید که فلان آقا بوده و چی بوده و با قصد و با علم و با معرفت به او، نه از روی شک و شبهه و اینها، نه با علم و معرفت میآید، انجام میدهد، یک مرتبه میبیند که این نقاب داشته، نفهمیده، در یک وضعیتی بوده و نشناخته و او را کشته، نه تنها او را از بین نمیبرند و او را محاکمه نمیکنند و به زندان نمیبرند و نباید بیاندازند در صورتی که باید اثبات باشد، و نسبت به این مسئله در دادگاه و محکمه اثبات بشود، نه تنها این کار را نمیکنند بلکه ثواب یک فردی، برای راه خدا و برای رضای خدا آمده این کار را انجام بدهند به او میدهند!! هیچ در این جا مسئله در پیشگاه خدا هیچ قضیه تفاوت نمیکند. و عدل هم همین است!! عدل همین است عدل الهی اقتضا میکند که مطلب همین طور باشد و الّا اگر قرار باشد که بخشیدن و اطعام و به فقرا کمک کردن و فرض کنید که به این امور رسیدن و خیرات و مبرات و اینها فقط در اختیار یک عدّه پولدار و ثروتمند باشد، پس تمام بهشت را که باید اینها ببرند! خوب آن فقیری که نمیتواند اطعام کند خوب او چه گناهی کرده، مگر پول نداشتن گناه است؟! مگر پول نداشتن اشکال دارد؟! مگر پول نداشتن حرام است؟! نه اتّفاقا خیلی هم خوب است، یک کسی به همان مقدار زندگی خودش هم داشته باشد و دردسر هم ندارد، خیلی عالی خیلی خوب، اگر قرار باشد فقط کسی را که میتواند از نعمتهایی که به او داده، از ثروتی که خدا به او داده استفاده کند.

