اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین معنای ثواب و گناه

14177
سال 1430
نسخه عربی

تبیین معنای ثواب و گناه

17
  • یک وقتی یک حکایت عجیبی ما شنیدیم، یک حکایت عجیبی شنیدیم، در محضر مرحوم آقا هم بودیم در محضر مرحوم آقا هم بودیم که خیلی افرادی هم در آن جا بودند خیلی برای ما عجیب بود، خیلی عجیب بود، ببینید خدا به انسان معرفت بدهد همین است این حکایت را بگویم و بقیه مطلب انشاءاللَه برای فردا شب، چون مطلب کش دارد ببینید وارد قضیه شدم ولی شروع کردیم، ولی خود مسئله خودش یک مقداری احتیاج به توضیح دارد با این حکایت، خیال می‌کنم نه فرصت و نه مجالی بماند برای ادامه، انشاءاللَه تا خدا خدایی می‌کند ماه رمضان هنوز هست، هنوز ماه رمضان داریم و من با خودم می‌گویم این روزها که این کاش این ماه رمضان همه ایام سال بود و چرا خدا این ماه رمضان را، زمان را متوقّف نکرده، همین طور دارد روزها می‌گذرد و ده روز یازده روز و نمی‌دانم چند روز امروز چندم بود یازده روز گذشت ثلث بیشترش رفت و اصلًا ما نفهمیدیم روز آخرش هم می‌آید می‌بینیم همه‌اش رفت به طرفه العینی و ما چیزی نصیبمان نشد، خیلی خیلی عجیب است، واقعاً حیف نمی‌دانیم، خدا چرا این ایام را یک ماه قرار داده؟! و عجیب است روزهای دیگر هم انسان می‌تواند روزه بگیرد، نه این که نتواند روزهای دیگر هم می‌تواند بگیرد. ولی حال و هوای ماه رمضان را ندارد، فضای ماه رمضان آن فضای معنوی ماه رمضان آن نیست، آن چیز دیگر است خلاصه خیلی باید شاید خدا این طور کرده، که قدر بدانیم اگر همه ایام سال باشد که خوب تفاوتی نمی‌شود دیگر، یک وقتی در مشهد با مرحوم آقا یک شب رفتیم به مجلس روضه یکی از آقایان که الان فوت کرده از همین آقایان مشهدی، ایام ماه صفر بود، دهه آخر ماه صفر بود رفتیم به مجلس ایشان و اتفاقاً خود همان صاحب منزل و صاحب مجلس هم رفت منبر، یعنی بود که ما رفتیم و بسیاری از آقایان خود مشهد هم حضور داشتند، از علما و فضلای مشهد حضور داشتند ایشان در منبر بود همین قضیه را گفت.