تبیین معنای ثواب و گناه
19گفت پس داماد از طرف رسول خدا مخارج هم از طرف بنده، بسیار خوب همان شب خلاصه مسئله را تمام کردند و فلان صدر اصفهانی آمد و همان شب عقد کردند و یک منزل به آن سید داد و یک باغ در خارج از اصفهان به خاطر امرار معاش و فلان و یک فرد فرض کنید که خدمتکار هم نمیدانم سور و ساطتش را به راه انداخت و مسائلش را درست کرد. آن چه در شأن همان خانواده دختر بود، خیلی فرد چیزی بود، فرد خیری بود، و فرد چیزی بود خلاصه به اصطلاح به امور مردم رسیدگی میکرد به اصطلاح چیز بود، و یک همچنین قضیهای انجام شد. الحمدلله تمام شد و مجالس تمام شد یک روز این سید دیگر عالم شده بود و بزرگ شده بود و اینها، از اینجای قضیه، این جای مسئله مورد توجّه است که خلاصه ما ببینیم که وضعیت ما چگونه است و ولی نعمت ما، ولی نعمت ما کیست؟ در این زمانه و در این دوران این فرد فرد عالمی میشود و بزرگ میشود.
در یک سفری که میآید برای عتبات با بعضی از دوستان و رفقا وارد نجف که میشوند این میگوید من اوّل قبل از زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میخواهم بروم یک شخص را زیارت کنم، (ناگفته نماند که صدر اصفهانی فوت میکند او را میآورند و در نجف دفن میکنند حالا ظاهراً در وادی السلام بوده یا جای دیگر در نجف بوده احتمالًا در وادی السلام در آن جا دفن میکنند) این میگوید که عجب کسی که وارد نجف میشود خوب این اوّل باید به زیارت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام برود او امام است او أمیرالمؤمنین است و فلان و بعداً خوب خیلیها هستند که میگوید نه وظیفه من اقتضاء میکند که اوّل به زیارت صدر اصفهانی بروم، میگوید چطور! و بعد این قضیه را بیان میکند که من یک همچنین شخصی بودم فلان در جوانی این طور بود و این طور شد و ما خلاصه این، برای ما این کارها را انجام دادآیا صحیحش این است آیا لازمه انصاف و مروّت نیست که من اول به زیارت صدر بروم؟

