كیفیت ظهور و بروز گناهان در عوالم مثال
19لذا اینها یک همچنین مسئلهای را ادراک کردند معرفت پیدا کردند مگر میتوانند دست بردارند لذا به امام حسین علیهالسّلام عرض میکند اگر هفتاد بار، مرا هفتاد بار یا صد بار مرا، یا هزار بار دارد ما را در نظرم نیست مرا بکشند، بسوزانند خاکسترم را به باد بدهند، دوباره زنده کنند، دوباره دست برنمیدارم، چرا؟ چون مطلب را وِجدان کردم مطلب را احساس کردم با تمام وجودم به این مسئله رسیدم، در همان قضیه افرادی هم بودند که به امام حسین علیهالسّلام گفتند ما با شما هستیم تا وقتی که احساس کنیم که شما غالبید، وقتی احساس کنیم که دیگر فایدهای ندارد آن موقع میرویم حضرت فرمودند: میل خودتان است میخواهید بروید لذا اینها اصلًا تا روز عاشورا هم حتی جنگیدند، حتی جنگیدند و رفتند و جنگ هم کردند! ولی به شهادت نرسیدند! وقتی دیدند که دیگر فایدهای ندارد آمدند پیش امام حسین علیهالسّلام الوعده وفا ما دیشب با هم قرار گذاشتیم، بیعت کردیم تا وقتی فایده داشته باشد الان فایده ندارد شما هم از حرفتان دست برنمیدارید حضرت فرمودن: نه ما حرفی که زدیم یکی است، دیشب و الان و سال گذشته ما یکی است تفاوتی نمیکند من که دیشب گفتم من کشته خواهم شد و شهید خواهم شد، شما برو او را خداحافظی کردند و رفتند!! طرف رفت.
آیا این شخص میشد در روز عاشورا کشته بشود یا نه؟! بالاخره رفت جنگ کرد، جنگ هم که نان و حلوا نیست بالاخره تیر است و شمشیر است و این شخص را امام حسین علیهالسّلام در واقعه عاشورا زنده نگه میدارد شمشیر میخواهد بخورد ردش میکند. از آن طرف برود تیر میخواهد بیاید تیر میآمد همین که میخواهد برسد از این طرف میرفت این کارها را که میکند امام حسین علیهالسّلام چون حضرت با او بیعت کرده که تا این حد، چقدر آدم باید خاسر باشد، چقدر باید بیچاره باشد! خبر ندارد بنده خدا که داری الان شمشیر میزنی آنی که در خیمه است تو را نگه داشته، همان او نمیگذارد که تو به شهادت برسی، آن وقت بیعت میبندیم، نمیدانم پیمان میبندی چه کار میکنی این را از این طرف تیر را رد میکند که به او نرسد از آن طرف طفل شش ماهه را که روی دست میآید، او که از دور نشانه میگیرد برای آمدن حضرت میآورد، این تیر را مستقیم صاف به گلوی فرزندش میخورد هر دو را او انجام میدهد، هر دو را او انجام میدهد، آن طفل خودش خواست به شهادت برسد، خیال نکنید قضیه حضرت علی اصغر علیهالسّلام گتره بوده و طفل شش ماهه چیزی نمیفهمد، نه خیلی از ما بهتر میفهمید آن طفل شش ماهه از ما بهتر میفهمد، قضیه را، آن خودش خواست به مقام کمال برسد. آن خودش خواست یک ولی الهی و عارف باللَه فرزند امام حسین علیهالسّلام بشود.

